امروزشنبه, 27 بهمن 1397-- Saturday Feb 16 2019

ساعت 23:11:39

آخرین به روز رسانی : شنبه 01:55:52

آموزش و پرورش و لزوم ثبات مدیریت
آموزش و پرورش و لزوم ثبات مدیریت

در بین ادارات و ارگان های مختلف شهرستان، آموزش و پرورش را می توان در زمره بزرگترین و مهمترین ارگان های شهری دانست. مجموعه ای بسیار بزرگ که با احتساب معلمان، دبیران و دانش آموزان خانواده ای حدودا 40 هزار نفری را تشکیل می دهند. 

نگاهی گذرا به کارنامه مدیریت این خانواده بزرگ در یک دهه اخیر نشان می دهد سکان این اداره همواره دستخوش تغییرات پیاپی و متعدد قرار گرفته به گونه ای که تنها ظرف 8 سال اخیر، 7 رئیس به صورت پیاپی سکاندار این اداره شده اند؛ یعنی به طور متوسط هر رئیس کمتر از 15 ماه ساکن خیابان دانشجو بوده است.

 در آخرین تغییر مدیریتی، "حسین آقابابایی" با کمتر از 9 ماه مدیریت، سکان سرپرستی آموزش و پرورش را به "سوادکوهی" واگذار کرد تا او هم در مدتی کمتر از سه ماه جایش را به مدیر کنونی یعنی "ابراهیم باقری" بدهد.  

با یک حساب ساده و با در نظر گرفتن این نکته که انتخاب معاونین و مدیران بخش های مختلف این اداره حق طبیعی رئیس خواهد بود می توان به حجم گسترده تغییرات در طی سالهای اخیر در آموزش و پرورش خمینی شهر پی برد.

تغییر ریاست در چنین اداره عریض و طویلی به معنای تغییر در سطوح مختلف مدیریتی و تاحدودی متفاوت شدن دیدگاه€Œها و اولویت€Œها است چرا که به صورت طبیعی هرگاه فردی، مسئولیت ارگانی را بر عهده می€Œگیرد برنامه€Œهای بلندمدت و کوتاه€Œمدتی دارد که درصدد اجرای آن خواهد بود اما این تغییراتِ پیاپی، فرصت اجرایی کردن برنامه€Œها را به او نمی€Œدهد.

به دیگر سخن، در ارگان بزرگی همچون آموزش و پرورش €“که با مسائل چالش برانگیز متعددی همچون کمبود فضاهای آموزشی، مدارس حامی، تغییر نظام آموزشی، مدارس فرسوده و... روبروست- طبیعی است به سکاندار آن چند سال فرصت داده شود تا برنامه€Œهای خود را براساس اولویت ها به مرور اجرا و پیگیری کند. اما در عمر مدیریت کنونی، سکانداران این اداره هنوز برنامه€Œهایشان را شروع نکرده و به جایی نرسانده€Œاند، جای خود را به مدیران بعدی می€Œدهند.

مدیران جدید هم چندان فرصتی برای بروز توانمندی های خود نمی یابند و پس از این که ماه ها برای اشراف بر سطوح مختلف این ارگان صرف می کنند درست زمانی که فصل خوشه چینی است، او نیز در آستانه رفتن قرار می گیرد.

طبیعی است این روندِ متزلزل، برای مدیران غیربومی، شکننده تر هم خواهد بود چرا که آنان برای شناخت شهرستان-با همه پیچیدگی هایش- و هماهنگ شدن با مدیران سایر ادارات، نیاز به فرصت بیشتری دارند. 

بدیهی است فرصت سوزی هایی از این دست، همه به زیان شهرستان و فضای آموزشی شهر خواهد بود و لازم است در تغییر مدیرانِ ارگانهای مختلف، موضوع "ثبات مدیریتی" مورد توجه ویژه قرار گیرد چرا که ثبات مدیریت، شرط لازم برای رشد و پیشرفت خواهد بود.

خیرین را سلاخی نکنیم
خیرین را سلاخی نکنیم

1-     سالهاست خمینی شهر به دلیل حضور چهره های متعدد خیّر و نیک اندیش و همچنین وجود خیریه های متعدد، نام و آوازه ای قابل توجه در سطح استان یافته است به گونه ای که این شهرستان را با نام مردم "خیّر" و اصطلاحا "دست بخیر" می شناسند که برای امور عام المنفعه و پروژه های بزرگی همچون ساخت مدارس، خیریه ها، حسینیه ها، درمانگاهها، مراکز توانبخشی و... با رغبت دست به جیب شده و دولت را در انجام وظایفش یاری می کنند. حرکت بلندپروازانه احداث ساختمان جدید بیمارستان ساعی را می توان نقطه عطفی در این زمینه دانست.

2- آوازه مردم خیّر خمینی شهر –که حتی در شرایط سخت کنونی اقتصاد همچنان دست بخیر دارند- به سطح استان و مسوولان مختلف استانی و بعضا کشوری رسیده و تبدیل به برندی برای شهرستان شده است؛ به گونه ای که مسوولان مختلف استان، در نگاه و کلامشان، به این موضوع توجه خاصی دارند. گرچه این موضوع شاخص ارزشمندی برای اعتبار خمینی شهر است اما روی دیگر سکه نیز می تواند داشته باشد....

3- روی دیگر سکه، اتکای مدیران استانی و کشوری به خیرین شهرستان و کوتاهی در پرداخت بودجه های عمومی دولتی است. به عبارت دیگر امور خیریه، موجب "افزایش" داشته های شهرستان است نه "جایگزینِ بودجه های مرسوم".

4- مدتی است توقعات و انتظارات از خیرین به شکلی بی رویه افزایش یافته است به گونه ای که برخی مسوولان استان در پاسخ به درخواست های مسوولان و مردم شهرستان، آنان را به استفاده از خیرین و بکاریگیری توان مالی آنان دعوت می کنند امری که اگر جلوی آن گرفته نشود می تواند به روندی غلط در تخصیص بودجه ها تبدیل گردد.

مدرسه، آسفالت، کتابخانه، ورزشگاه، درمانگاه، معلولان،

4- از دیرباز تاکنون، خیرین برای ورود به امور عام المنفعه و پرداخت بخشی از مال خود، چارچوب های تعاریف شده و مشخصی داشته و دارند. "نیازهای مردم" و "ضعف همنوعان"، بزرگترین عامل در شکل گیری انگیزه خیرین بوده است و آنان با همین نیت و با هدف پر کردن خلاهای جامعه وارد عرصه می شدند و مراکز عمومی همچون حمام، حسینیه، تهیه جهیزیه، ایتام و... می ساخته اند.

3- "امور خیریه" و "ردیف های بودجه عمومی" هر یک تعاریف مرسوم و شناخته شده ای دارد. بودجه های عمومی دولتی در حوزه های مختلف آموزشی، بهداشت، عمران، فرهنگ و... دارای ردیف های اعتباری و جداول تعریف شده و مرسومی هستند که در بودجه عمومی کشور دیده شده و ما به ازای مالیات های عمومی، فروش نفت و ... به شهرستان های مختلف اختصاص می یابد. به عبارت دیگر، باید حد و مرزهای "امور خیریه" با "بودجه های عمومی" را مشخص کرد و از اختلاط این دو و آشفته شدن مرزها جلوگیری کرد.

4- امروزه توقعات حداکثری از خیرین، دو گروه را مورد هدف قرار داده و تاحدودی آزار می دهد؛ گروه اول مسوولان شهرستان هستند که نامه های و درخواستهای آنان از مقامات مافوق بعضا بدون پاسخ مانده و آنان به سمت و سوی خیرین ارجاع داده می شوند، بدون آنکه انتظارات آنان همخوان با چارچوب کمک های مردمی باشد.

گروه دوم خیرین هستند؛ مردم متولی که دسترنج خود را سخاوتمندانه در اختیار امور عام المنفعه قرار می دهند و امروزه با سیل مراجعات مردم و مسوولان مواجه هستند. مردمی که در شرایط سخت اقتصادی برای تامین جهیزیه و هزینه درمان و ... به آنان رو می زنند و در کنار آن باید پاسخگوی انتظارات مسوولان برای احداث پروژه های عمرانی همچون بیمارستان، ورزشگاه، کتابخانه، کلانتری و.... هم باشند. بدیهی است در این شرایط، انتظارات قبلی همچون تامین هزینه مراسم های محرم و صفر و... نیز پابرجاست.

5- به نظر می رسد ادامه روند کنونی به پدیده ای به نام "سلاخی خیرین" منجر خواهد شد. پتانسیل بزرگی که به دلیل استفاده غیرهدفمند و نابجا و پراکنده، رو به ضعف می نهد و از سویی دیگر، شهرستان جایگاه خود را در کسب ردیف های بودجه از دست می دهد و این اتفاق به یک روند تبدیل خواهد شد.

6- راهکار، استفاده چارچوب مند و باضابطه از خیرین است. برای پروژه هایی که به صورت مرسوم ردیف بودجه و اعتبارات دولتیِ مشخصی دارد -و یا ردیف مشخصی ندارد ولی عرفا در سایر شهرها برای اجرای آن از بودجه های دولتی استفاده می کنند- نباید سراغ خیرین رفت. شاید خیرین سهل الوصول و اصطلاحا "دم دست تر" باشند اما مسیر تهیه بودجه را باید اصولی و هدفمند طی کرد. به عبارت صریح تر، "خیرین" مانند "ذخایر آبی" یک جامعه هستند؛ شاید سالها حفر چاه راحت ترین راه برای دست یابی به منابع آبی بوده است اما امروزه تبعات این رفتار مشخص شده است.

7- جذب بودجه، بجز استفاده از خیرین راه کارهای دیگری نیز دارد؛ راهکاریی که در قالب های مختلف قابل تحقق است....

زبان "وِلاتی"، گویشی در حال فراموشی
زبان "وِلاتی"، گویشی در حال فراموشی

زبان ولایتی که در اصطلاح محلی به آن " ولاتی" گفته می‌شود، زبان باستانی اهالی تعدادی از محلات خمینی‌شهر از قبیل اسفریز، باولگان، زاغ آباد، کوشکباج، گاردر و گارسله است که متأسفانه در سالهای اخیر مورد غفلت قرار گرفته و در حال نابودی است.

علیرضا قربانی- محقق و پژوهشگر زبان گویش ولاتی شامگاه(سه‌شنبه) در حاشیه نخستین پاسداشت زبان ولاتی در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا-منطقه اصفهان در خمینی‌شهر، اظهار کرد: تعدادی از زبانشناسان و مورخان ایرانی و غربی از جمله احسان یار شاطر، حبیب برجیان و اسکارمان این زبان را که یکی از زبان‌های فلات مرکزی ایران به شمار می‌رود بازمانده زبان "مادی" می‌دانند که قدمتی حدود 3 هزار سال دارد.

وی در همین خصوص افزود: بر خلاف تصور عموم ، اقوام آریایی یعنی مادها، پارت‌ها و پارس‌ها پس از ورود به فلات ایران همگی به زبان فارسی سخن نمی‌گفتند بلکه هر کدام زبان جداگانه‌ای برای خود داشتند. اولین قوم آریایی که در ایران به قدرت رسیده و اولین حکومت ایرانی را تشکیل دادند قوم مادها بودند که قلمرو حکومتشان در پهنه میان اصفهان، ری، همدان و کرمانشاه گسترده بود. یعنی دقیقاً همان جایی که هنوز زبان‌های مادی کمابیش به حیات خود ادامه می‌دهند.

این محقق و پژوهشگر گفت: بر همین اساس است که به تعبیری می‌توان گفت زبان ولاتی اولین زبان رسمی و حکومتی ایران بوده است. ولاتی گویش نیست، بلکه یک زبان است که به گویش‌های مختلفی از جمله گویش ورنوسفادرانی، گزی، کلیمی اصفهانی و ... تقسیم می‌شود و لفظ ولایتی هم بعد از اسلام به این زبان اطلاق می‌شده است.

جمع‌آوری اشعار ولاتی در یک کتاب

قربانی در مورد ادبیات این زبان گفت: زبان ولاتی یک زبان خام و تهی نیست بلکه صاحب ادبیات نیز است. ادبیات زبان ولاتی بیشتر شامل سروده‌ها، اشعار و ترانه‌هایی است که از سال‌های دور توسط شاعرانی که به زبان مادری خودشان عشق می‌ورزیدند سروده شده است.

وی ادامه داد: شاعرانی مثل درویش عباس از شهر گز یا رضا مداحی از شهر کوهپایه و بسیاری دیگر از شاعران بنام ولاتی سرا بودند. در محله ورنوسفادران خمینی‌شهر نیز بیش از ده تن از شعرا و ترانه‌سرایان به این زبان شهر گویش می‌کردند و ترانه سروده‌اند. از جمله استاد طلایی، استاد قیام، اصغر حاج حیدری(خاسته)، سعید بیابانکی، داود حاج حیدری، حسین حاجی هاشمی، غلامرضا مهدی پور و ...

این محقق زبان بومی گفت: خیلی از این اشعار هنوز در جایی منتشر نشده است، اما می‌توان پیشنهاد داد با همکاری تمامی شاعران و بستگان شعرایی که در قید حیات نیستند همه این اشعار و سروده‌ها در یک مجموعه شعر مشترک به چاپ برسد.

زبان ولاتی، یک زبان مرده نیست

علیرضا قربانی در مورد ارتباط زبان عامه با این زبان گفت: زبان ولاتی از حیث دارا بودن ادبیات عامه نیز زبانی غنی و پر بار است. ادبیات عامه این زبان مثل بسیاری از زبان‌ها شامل انواع و تعداد بی‌شماری از ترانه‌ها، شعرها، قصه‌ها، حکایات، مثل‌ها و لالایی‌ها و... است که متأسفانه هنوز به طور جدی مورد توجه قرار نگرفته است.

وی زبان ولاتی را زبانی زنده دانست و گفت: زبان ولاتی ورنوسفادرانی یک زبان مرده نیست. زبان در آستانه انقراض هم نیست بلکه زنده است، اما رو به انقراض یعنی اگر با این وضعیت بخواهد پیش برود در آینده‌ای نزدیک یک زبان مرده می‌شود که دیگر حتی یک سخنگو هم نخواهد داشت.

قربانی در مورد احیای این زبان گفت: زبانشناسان معتقدند زبان‌های که ممکن است در معرض آسیب و فراموشی و مرگ قرار بگیرند می‌توانند حفظ و احیا نیز بشوند. به این منظور راهکارهایی هم پیش روی ما قرار می‌دهند که بیشتر بر سه محور فرهنگ سازی، گردآوری و آموزش استوار است. بر همین اساس است که امروزه مشاهده می‌کنیم در نقاط مختلف جهان زبان‌های زیادی را از مرگ حتمی نجات داده و احیا کرده‌اند.   

زبان ولاتی در آینه تحقیقات زبان شناسان

این محقق زبان شناس در مورد تحقیقاتی که تاکنون در زمینه زبان ولاتی انجام گرفته است، گفت: خوشبختانه زبان ولاتی جز زبان‌هایی است که از ابتدا مورد توجه زبان شناسان بوده و تاکنون بسیاری از گویش‌های آن کم و بیش گردآوری شده و مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است.

وی خاطرنشان کرد: در این بین زبان شناسان بزرگی هم از دیگر کشورها به تحقیق و بررسی پیرامون این زبان جذب شده و وارد میدان شده‌اند، از جمله آیلرز، لکوک و استیلو. گویش ورنوسفادرانی هم از این مسئله مستثنی نبوده و بارها توسط اهالی زبان و ادبیات گردآوری شده است، اما در صدر همه این گردآوری‌ها، گردآوری‌ها و تحقیقاتی قرار دارد که توسط ژوکوفسکی، فره وشی، برجیان و اسماعیلی از زبان شناسان بزرگ ایرانی و خارجی بر روی این زبان انجام شده است.

یادگار قجری در سده
یادگار قجری در سده
خانه سرتیپ امینی سدهی در محله فروشان خمینی‌شهر با معماری منحصر به فرد خود یادگاری از دوران قاجار برای مردمان سده است.
نگاهی به شهرمان خمینی شهر
نگاهی به شهرمان خمینی شهر
خمینی‌شهر (همایون شهر ، سِدِه (سه ده یا سه دژ) یا ماربین ) یکی از شهرهای استان اصفهان در مرکز ایران است.
او یک فرشته بود
او یک فرشته بود

آغوش مهربانت بوی خوب مادر داشت. فرشته ای گشاده بال را می مانستی که انگار آمده است هر چه آدم بی پناه و رنج کشیده را در میان دو بالِ خود جا بدهد و حالا که آن فرشته پر کشیده و بالا رفته همه آن آدم ها دوباره بی پناه شده اند.

بانوی مهربان!همه آن آدم ها این روزها در جستجوی آغوش گرمت سرگردانند.ای کاش دوباره به میان ما بازمی گشتی و بال های مهربانت را باز می کردی و ما را تنگ در آغوشت می فشردی.

اولین ملاقاتم با تو را خوب به یاد دارم. اولین روزهای خبرنگاری ام بود و تو در صدر جدول سوژه هایی که باید کار می کردم وآخرین دیدارم با تو شهریورماه بود ونمایشگاه تعاونی های برتر شهرستان در پایانه مهربین. آن روز تکیدگی قامتت خیلی به چشم می آمد. بار این همه زن بی سرپرست پشتت را خم کرده بود.

***

انتخابات اولین دوره شورای شهر بود که با نامش آشنا شدیم. آن روزها دانش آموز بودیم و هنوز به سن رای دادن نرسیده بودیم اما نامش را مکرر در محافل انتخاباتی می شنیدیم و بر صفحه تبلیغات کاغذی می خواندیم: خانم حسنی (حسینی)

دیری نگذشت که این نام در صدر جدول انتخابات قرار گرفت و بیشترین آرای خمینی شهری ها را به خودش اختصاص داد. یادم هست که چقدر توی دلمان به وجود چنین بانوی مقتدر و مدبری که پس از چند سال فعالیت در عرصه علمی حالا پا به عرصه سیاسی گذاشته بود، افتخار می کردیم و این افتخار زمانی دوچندان شد که این بانو عرصه اجتماعی را نیز درنوردید و با تاسیس شرکت تعاونی "خدیجه کبری" پای بانوان را به عرصه تولید و اقتصاد بیش از پیش باز کرد. اما فعالیت های اجتماعی او به همین جا ختم نشد؛ریاست کمیسیون امور بانوان فرمانداری و مشاور فرماندار در امور بانوان و از همه مهم تر خدمت چندین ساله در شوراهای حل اختلاف از دیگر برگ های زرینی بود که در پرونده این زن پاک سرشت به ثبت رسید و چند سال بعد خیریه کارآفرین "نرجس خاتون" از دل کوله بار تجربه ها و اندوخته های علمی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی او بیرون آمد و خیلی زود به پناهگاهی امن برای زنانی تبدیل شد که روزگار آنها را بی سرپرست یا بدسرپرست خواسته بود.

ادامه یک روند...
ادامه یک روند...

هفته گذشته، خبری کوتاه رسانه ای شد: "فرمانداری خمینی شهر، از درجه 3 به درجه 2ارتقا یافت." خبری که به نقل از فرماندار محترم منتشر شد و از ارتقای جایگاه فرمانداری خمینی شهر خبر داد.

این مساله را از چند زاویه می توان بررسی کرد؛

1- ارتقای درجه فرمانداری از درجه 3 به 2 اقدامی زیرساختی و قابل تقدیر است که ظرفیت های جدیدی را در برابر شهرستان می گشاید. این ارتقای درجه از جنبه های مختلف حائز اهمیت است؛ ارتقای جایگاه شهرستان، افزایشمیزان اعتبارات تملک دارایی و سایر ردیف های بودجه ای، گسترش چارتِ سازمانی فرمانداری، و... بدیهی است در کنار فرمانداری، ادارات مختلف شهرستان نیز از این ارتقای جایگاهی بهره مند خواهند شد.

2- این ارتقای درجه، فرصتی مناسب برای تغییر جایگاه خمینی شهر در ردیف های بودجه ای استان است. از دیرباز تاکنون شهرستان خمینی شهر با دارا بودن 7 درصد جمعیت استان، کمتر از 4 درصد اعتبارات تملک دارایی را به خود اختصاص می دهد و از این منظر، اعتبارات این شهرستان با اعتبارات شهرستانهایی کوچک همچون نایین، خوانسار، تیران و ... تقریبا همسطح است.

3- نکته بعدی، ادامه روند کنونی است. ارتقای جایگاه فرمانداری خمینی شهر پس از سالهای طولانی نشان داد می توان در زمینه های مشابه هم گام های مهم و زیرساختی در مسیر توسعه شهرستان برداشت؛ از جمله تراکم شهرستان، بهره گیری از بودجه توسعه نامتوازن و...

مقایسه درجه فرمانداری خمینی شهر با شهرهای دیگر استان و کشور نشان می دهد گرچه حرکت مزبور، حرکت ارزنده ای است که پس از سالهای متمادی انجام شد ولی لازم است روند ارتقای درجه فرمانداری ادامه یابد. هم اینک، شهرستان هایی که از جنبه های مختلف همسطح با خمینی شهر هستند دارای فرمانداری ویژه هستند که نشان می دهد بین فرمانداری درجه 2 با جایگاه واقعی شهرستان کماکان فاصله معناداری وجود دارد و خمینی شهر در ادامه روند کنونی و همت مسوولان می تواند به این جایگاه دست یابد.

پدرم همیشه ده روز در خمینی شهر اصفهان عزاداری برگزار میکردند
خاطرات فرزند "آیت الله شهید اشرفی اصفهانی" از عزاداری پدر
پدرم همیشه ده روز در خمینی شهر اصفهان عزاداری برگزار میکردند

محرم و صفر، ایام اندوه شیعیان جهان در سوگ امام حسین(ع) وl خاندان مظلوم پیامبر(ص) است. سیره علماء در سوگواری این دو ماه و تعظیم شعائر حسینی، می تواند الگویی ماندگار برای دوستداران اهل بیت(ع) باشد.

به این مناسبت، با حجت الاسلام والمسلمین «حسین اشرفی اصفهانی» فرزند چهارمین شهید محراب حضرت آیت‌الله «عطاءالله اشرفی اصفهانی» از علمای تهران و امام جماعت مسجد جامع سیدالشهداء(ع) تهرانپارس، گفتگویی اختصاصی انجام داده است.

* فضیلت اشک و اندوه برای امام حسین(ع)

فرزند چهارمین شهید محراب در ابتدا و در پاسخ به این سؤال که "فضیلت اشک و اندوه برای امام حسین(ع) را توضیح دهید؟" گفت: از امام صادق(ع) روایت است که فرمودند: "مَن بَکی أَو أَبکی أَو تَباکی فی مُصیبة الحُسین حُرِّمَت جَسَدَهُ علی النار و وَجَبَت لَهُ الجَنّة"؛ یعنی: هرکس در مصیبت امام حسین بگرید یا بگریاند و یا (اگر گریه اش نیامد) خود را به حالت گریه بزند، پیکرش بر آتش جهنم حرام شده و بهشت بر او واجب می گردد.

* دو ماه عزاداری شهید محراب

حجت الاسلام والمسلمین حسین اشرفی اصفهانی، در پاسخ به این سؤال که "برنامه پدر شما شهید آیت‌الله اشرفی اصفهانی در ماه های محرم و صفر چگونه بود؟" هم اظهار داشت: مرحوم والد ما برنامه های مفصلی برای دو ماه محرم و صفر داشتند. ایشان قبل از این که محرم برسد در کرمانشاه اعلام می‌فرمودند که ما دو ماه محرم و صفر را برنامه عزاداری داریم. در طول این دو ماه، اکثر شب‌ها هم سفره اطعام داشتند. علاوه بر دو ماه کرمانشاه، 10 روز هم در "خمینی‌شهر" اصفهان مراسم سوگواری برگزار می کردند.

امام جماعت مسجد جامع سیدالشهداء(ع) تهرانپارس ادامه داد: ایشان در روز عاشورا از درب مسجد آیت‌الله بروجردی تا مسجد جامع کرمانشاه با پای برهنه حرکت می‌کردند؛ در حالی که عمامه‌شان را به نشانه مصیبت زدگی از سر برمی‌داشتند و شال مشکی بر گردن می‌انداختند. پیرمردهای شهر کرمانشاه این رفتار و چشمان گریان ایشان را به یاد دارند.

* هر چه می‌خواهید از امام حسین(ع) بخواهید

حسین اشرفی اصفهانی درباره ارادت پدر بزرگوارش نسبت به وجود مقدس امام حسین(ع) هم گفت: ایشان بسیار به آن امام شهید علاقمند و ارادتمند بودند. آن شهید محراب به بنده و اخوی همیشه توصیه می‌کردند که سعی کنید در ماه های محرم و صفر به عزاداری بپردازید و علاقه‌مندی خود به امام حسین(ع) را نشان دهید.

وی ادامه داد: ایشان می فرمودند "ما هر چه داریم از امام حسین(ع) داریم؛ هر چه هم می‌خواهید از امام حسین(ع) بخواهید".

فرزند آیت‌الله شهید اشرفی اصفهانی نامگذاری خود را هم جلوه ای دیگر از ارادت والد معظمش به سیدالشهداء(ع) برشمرد و گفت: من در شب تاسوعا من به دنیا آمدم و پدرم که آن زمان در قم سکونت داشتند به مادرم گفتند که اسم فرزندمان را "حسین" بگذاریم.

* اگر می‌خواهی از تو راضی باشم از آیت الله خامنه‌ای حمایت کن

حجت الاسلام والمسلمین حسین اشرفی اصفهانی در پایان این گفتگو، رهبر معظم انقلاب را عزت تشیع دانست و گفت: شهید محراب به خواب من آمد و گفت "اگر می‌خواهی من از تو راضی باشم و خدا و امام زمان(عج) هم از تو راضی باشند، از آقای خامنه‌ای حمایت کن که به حق است".

وی با تأکید بر لزوم پشتیبانی از ولایت فقیه، تصریح کرد: دعا کنید که وجود ایشان سالم و محترم باشد و دشمنان ایشان خوار و ذلیل شوند.

فرزند آیت‌الله شهید اشرفی اصفهانی افزود: مطمئنم که اگر خدای نکرده تار مویی از سر رهبر معظم انقلاب اسلامی کم شود دیگر این مملکت مثل ایشان پیدا نخواهد کرد. من تا زنده هستم از ایشان حمایت خواهم کرد و از درگاه الهی می خواهم که طول عمر با عزت به ایشان عنایت کند.

صفحه 1 از 531