امروزچهارشنبه, 30 آبان 1397-- Wednesday Nov 21 2018

ساعت 09:26:02

آخرین به روز رسانی : جهار شنبه 00:35:44

استاندار: بايد به صورت ويژه تر به خميني شهر پرداخت
در گفتگوي اختصاصي با فرصت ابراز شد:
استاندار: بايد به صورت ويژه تر به خميني شهر پرداخت

تراكم جمعيت، عوارض آلايندگي، ترافيك، كمبود بودجه و اعتبارات، آلودگي هوا، كمبود زمين، تصرف زمين‌هاي شهر، معضل مهاجرت، حاشيه‌نشيني‌ها، بدهي ميلياردي نهادهاي دولتي به شهرداري و ...

 اينها بخشي از ليست بلندبالاي مشكلات شهرستان خميني‌شهر است كه فرصت در يك سال و چندماه گذشته بارها و بارها از زبان مردم و مسئولان به شرح و توصيف آنها پرداخته است؛ مشكلاتي كه بخشي از آنها به كلاف سردرگمي مي‌ماند كه بي‌ترديد بدون كمك مسئولان كشوري و استاني گشوده نخواهد شد.
در سالهاي گذشته، مشكلات فراوان شهرستان به دلايل و بهانه‌هاي مختلف كمتر مورد عنايت مسئولان استاني و كشوري قرار مي‌گرفت. گفتيم بهانه بدين دليل كه برخي مسائل نه چندان پررنگ مانند قمه‌زني و ... تبديل به مسئله اول شهرستان شد و رفته‌رفته معادله‌اي شكل گرفت تا به موازات اقدام به اين اعمال، از رسيدگي به مشكلات خودداري شود.
علاوه بر اين، اساساً به دليل آنكه مسئولان ارشد استاني و بخصوص استاندار بومي نبوده و بر مشكلات استان مسلط نبودند، خواه‌ناخواه در اولويت‌بندي مسائل تحت تأثير مشاوران قرار مي‌گرفتند بخصوص كه مسئولان محلي شهرستان هم در انعكاس مشكلات به مركز و استان دچار لكنت يا كم‌كاري بودند.
اما با آمدن دكتر عليرضا ذاكر اصفهاني به استانداري اصفهان اوضاع تفاوت كرده است. استاندار جدید، بومی اصفهان است - و تا همین جند سال اخیر در دانشگاه اصفهان تدریس میکرد- و بیشتر بر استان احاطه دارد، لذا در اولین ماههای مسئولیت خود در سفر به خمینی شهر، از مشکلات خمینی شهر به عنوان «ویژه» یاد کرد و راهحل آن را «عزم جدی» دانست. وی به بخشی از مشکلات خمینی شهر هم اذعان کرد و گفت: «جمعيت سرريز اصفهان و مهاجرين، هويت اين شهر را به چالش كشيده، جمعيتش روز به روز در حال افزايش است. شهرداري خميني شهر درآمد چنداني ندارد. اينها بخشي از مشكلات این شهر است كه مديريت استان بايد به آنها رسيدگي كند.»

پیش از این نیز مهندس بختیاری استاندار سابق اصفهان در آخرین روزهای جلوس بر کرسی استانداری و زمانی که آماده می شد تا راهی هیات دولت شود و در کسوت وزیر دادگستری ظاهر شود، به آن اذعان کرده بود.
بختیاری سوار بر ماشین پیکان راهی خمینی شهر شد تا در جمع مردم، در مسجد آدریان بگوید: «همسایگی خمینی شهر با اصفهان موجب شده تا خمینی شهر یکسری مشکلات خاص داشته باشد. من پیشنهاد می کنم چند کمیته تخصص تشکیل شود و مشکلات خمینی شهر را به صورت کارشناسی بررسی کند تا مدیریت استان براساس این نظرات کارشناسی برای حل این مشکلات اقدام کند» البته گرچه نحوه این پیشنهاد کمی عجیب به نظر می رسید و مشخص نبود چرا استاندار این همه دیر - در آخرین روزهای مسئولیت- به این نتیجه رسیده است و اساساً این پیشنهاد خطاب به چه كسي است، ولی نفس این اذعان، یک گام به جلو بود و مرحله «پذیرش» موضوع انجام شده بود.
البته مشکلات خمینی شهر عموماً «بذات» نیست بلکه «تحمیلی» است. به عبارت دیگر همسایگی خمینی شهر-اصفهان باعث گردیده تا این همجواری یک همجواری باخت- برد باشد. متأسفانه با اعمال قانون ممنوعیت احداث کارخانه تا 50 کیلومتری بر خمینی شهر اين شهر از هرگونه کارخانه بیبهره بوده و به یک شهر خوابگاهی تبدیل شده است.
مهاجرین انبوه هم از ديگر نقاط به همراه جمعیت سرریز راهی خمینی شهر شده اند تا به همراه خود مشکلاتشان را نیز راهی این شهر کنند. از سویی دیگر خمینی شهر به عنوان شش تنفسی اصفهان تعریف شد تا فروش تراکم و ساخت وساز در اراضی کشاورزی، به شدت با موانع قانونی همراه شود. امری که موجب کاهش شدید درآمد شهرداری بوده و سرانه شهرداری این شهر را در بین بیش از صد شهرداری استان به رتبه یکی به آخر برساند.
به عبارت دیگر، بدون اینکه شهرهای اطراف در نظر گرفته شوند، بسياري از معادلات و برنامه ریزیهای استان در چند دهه گذشته بر مبنای اصفهان و سود و زیان این شهر تعریف شده، هر چیزی به نفع این شهر بوده – و لو به ضرر شهرهای اطراف بویژه خمینی شهر- اجرایی شده و هر چه به نفع شهرهای اطراف بوده بخاطر اصفهان از آن صرفنظر شده است.
جالب اینجاست که به نظر کارشناسان، همین نگاه «بخشی نگر» در دراز مدت به ضرر خود اصفهان نیز بوده است. یکی از این کارشناسان که از مسئولان اصفهان نیز هست در این مورد میگوید: «ما هرچه بودجه می‌ریزیم در اصفهان، میبینیم باز مشکلات این شهر تمام نمی شود. چرا؟ چون نگاه ما بخشینگر است. در علم امروز شهرسازی, هر شهری با مناطق پیرامونش تعریف میشود. درست مثل اینکه ما بخشی از یک زمین کشاورزی را گودتر بکنیم. در این حالت وقتی باران میآید، دو اتفاق می افتد؛ هم زمینهای پیرامون سیراب نمی شوند و هم جمع شدن باران در یک جا عوارض خاص خودش را دارد. ما تا به مشکلات مناطق پیرامونی اصفهان نپردازیم، مشکلات خود اصفهان نیز حل نخواهد شد.»
اما در حاشيه يك جشنواره در استان فرصتي دست داد تا گفتگويي اختصاصي داشته باشيم با دكتر ذاكر. او كه به غرفه فرصت آمده بود در پاسخ به سئوال خبرنگار نشريه درباره اين مشكلات گفت: «بايد به صورت ويژهتر به مشكلات خميني شهر پرداخت. هر شهرستاني مشكلات خودش را دارد ولي مشكلات خميني شهر يك مقدار عديده است.»
وي افزود: «خميني شهر مشكلات خاص خودش را دارد. اين مدنظر مديريت استان هم هست. البته هر شهرستاني مشكلات خودش را دارد ولي مشكلات خميني شهر يك مقدار عديده است. براي همين بايد به صورت ويژه به مشكلات خميني شهر پرداخت. جمعيت سرريز اصفهان و مهاجرين، هويت اين شهر را به چالش كشيده، جمعيتش روز به روز در حال افزايش است. شهرداري خميني شهر درآمد چنداني ندارد. اینها بخشي از مشكلات این شهر است كه مديريت استان بايد به آنها رسيدگي كند.»
با اين وصف مشخص مي‌شود كه مديريت استان بر خلاف گذشته، درد شهرستان خميني‌شهر را دريافته است و اين درد شناسي، خود اولين گام است.

افزايش ساخت و سازهاي غيرمجاز يك معضل جدي است
افزايش ساخت و سازهاي غيرمجاز يك معضل جدي است

از جمله جلسات و کارگروههای مهم هر شهرستان، کارگروه آب و کشاورزی است. جلساتي كه در خميني‌شهر اغلب بدون حاشیه نبوده و مطالب قابل توجهی در آن مطرح می شود

سد معبر برای شهر معضل شده است
سد معبر برای شهر معضل شده است

واحد اجرائیات شهرداری بر اجرای صحیح قوانین شهرداری و اصول شهرسازی در سطح شهر نظارت دارد. معمولاً کسانی که به نوعی تخلفی را از نظر اصول شهرسازی و شهروندی انجام می دهند با این بخش بیشتر سر وکار دارند.

گوشت دام‌هاي كشتار شده در كشتارگاه خميني‌شهر بهداشتي است
گوشت دام‌هاي كشتار شده در كشتارگاه خميني‌شهر بهداشتي است

دکتر حسینی مدیر کل سازمان دامپزشکی استان اصفهان در حاشيه پنجمین نمایشگاه مطبوعات استان در گفتگوي اختصاصي با خبرنگار فرصت گفت: «در حال حاضر دولت کمتر رغبت و تلاش لازم را جهت

احداث کشتارگاه‌های مورد نیاز از خود نشان میدهد و سعی ما در حل این کمبود، روی آوردن به سرمایه گذاری بخش خصوصی است.تجربه نشان داده دولت و دستگاههای وابسته در نحوه مدیریت کشتارگاه با مشکل روبرو بوده و هستند و بهتر است که این امر در اختیار بخش خصوصی قرارگیرد.» وی ضمن اعلام حمایت از شهرستان خمینی شهر به عنوان ترمینال دام سبک استان و عامل رونق عرضه گوشت زنده و لاشه، اذعان داشت که از کلیه پیشنهادات بخش خصوصی در این رابطه استقبال می‌شود و با صدور مجوز، تسهیلات لازم در اختیار آنها قرار خواهد گرفت. همچنین در صورت وجود زمین دولتی در شهرستان جهت احداث کشتارگاه، اين امر مورد حمایت سازمان دامپزشکی استان خواهد بود.
مدیر کل سازمان دامپزشکی استان ضمن اعلام آمادگی جهت همكاري در احداث محلي جديد براي کشتارگاه انجمن حمایت از زندانیان خمینی شهر و کلیه شرکتهای تعاونی وابسته به دامداران افزود: به دلیل اینکه کشتارگاه انجمن حمایت از زندانیان در بافت شهری قرار گرفته است امکان بازگشایی آن وجود ندارد و البته طبق توافق انجام شده جهت جبران ضرر بسته‌شدن این کشتارگاه مجوزات لازم درخواستی به انجمن واگذار شده است.»
دکتر حسینی با اشاره به اینکه مشکلات صدور مجوز کشتارگاه جدید در حال پیگیری است تصریح کرد: سازمان دامپزشکی جهت صدور مجوز پروانه بهداشتی ملزم به کسب 6 مجوز از 6 دستگاه مرتبط می باشد. محیط زیست، فرمانداری، جهاد کشاورزی، آب منطقهای، برق منطقهای، مالکیت و تغییر کاربری از جمله دستگاههای مربوط میباشند که اگر از نظر آنان احداث و تأمین خدمات بلامانع باشد، پروانه بهداشتی کشتارگاه صادر خواهد شد. با توجه به موقعیت جغرافیایی خمینی شهر و نزدیکی به مرکز استان، استفاده از بخش خصوصی در خمینی شهر قطعاً مورد حمایت ما خواهد بود.»
دکتر حسینی در رابطه با مشکلات و معضلات بهداشتی میدان فروش دام گفت: «طبق مصوبه هیئت دولت در شهرهای بالاتر از 50 هزار نفر، کمیتهای متشکل از جهاد کشاورزی، استانداری، محیط زیست و مرکز بهداشت، جابجایی مراکز فروش دام شهری را به عهده دارند که متأسفانه در این کمیته نامی از سازمان دامپزشکی جهت ارائه نظر دیده نمی شود و دامپزشکی فقط به نقش نظارتی و کنترل بیماریهای دام نظارت خواهد داشت.»
وی با رد این شایعه که لاشه کشتار شده در خمینی شهر مورد تأیید شبکه دامپزشکی شهرستان نبوده و قابل استفاده برای مراکز دولتی و آموزشی و خارج شهرستان نمی باشد، افزود: روزانه بین 3 الی 4 هزار رأس دام در خمینی شهر کشتار میشود. این در حالی است که مصرف شهرستان خمینی شهر بین 700 الی 800 رأس است و مابقی این ظرفیت در سطح استان تقسیم و مصرف می شود.»

یک فرد چگونه مسیر اعتیاد را طی میکند؟
یک فرد چگونه مسیر اعتیاد را طی میکند؟

سالهاست اعتياد معضل بزرگ اجتماعي شهر ماست. به هر كجا كه سرك مي كشي، نشانهاي از آن هويداست. در گوشه و كنار، مرتب اخباري به گوش ميرسد كه مثلاً فلان معتاد در اثر افراط در مصرف مواد، سنگكوب كرد.

فلاني بر اثر تزريق مُرد و .... چهره ظاهري چنين معتاداني زشت و انزجاربرانگيز است و همه را فراري ميدهد. نگاه قديمي به معتاد هم همواره نگاه منفي بوده است. معتاد ابتدا مجرمي بود كه بايد دستگير، محاكمه، زنداني، جريمه، و مجازات ميشد تا جامعه سالم بماند. بلاتشبيه، ميوه گنديده را از بقيه صندوق ميوهها جدا كرديم و به گوشهاي انداختيم. سرخوش از اينكه بقيه صندوق سالم است. غافل از اينكه اعتياد، موضوعي پيچيدهتر از اين حرفهاست و باید به صورت كارشناسانه و موشكافانه به آن پرداخت.

در همين زمينه گفتگويي داشتيم با دكتر بابک کاویان مسؤول مرکز درمان اختلالات اعتیادی محمد رسول الله (ص) خمینی شهر. گرچه در جاهایی کمی بحث با زبان علمي دكتر بيان میشود ولی سعی شده تا حتی المقدور با زبان ساده، موضوعات اجتماعی- فرهنگی مرتبط با اعتیاد مورد بررسی قرار بگیرد.


- به عنوان سؤال اول بفرمایید که اصولاً چرا مباحث مربوط به اعتیاد در جامعه تا این حد جدی و فراگیر شده است؟
براي پاسخ به اين سوال، بايد قدری به عقب برگردیم. در سالهای شروع به كار مراكز ترك اعتياد، به دلیل موانع اجتماعی فرهنگی متعددی که وجود داشت، موضوع بیماری بودن اعتیاد و پذیرش آن از طرف جامعه، در هالهای از ابهام بود. بنده یادم هست خیلی از دوستان می گفتند که کدام فرد معتادی جرأت میکند برای درمان مراجعه کند؟ چون آن زمان هنوز مسئله مجرم بودن اعتیاد مطرح بود برخی از مردم را حتی به این اشتباه انداخته بود که اینها همه اش فریبی است برای بدام انداختن افراد مصرف كننده. با وجودی که اکنون، بیماری بودن اعتیاد به گفتمان غالب تبدیل شده، اما هنوز درک از این تعبیر، سطحی و روبنایی است و در عرصه عمل - حتی در سیاستگذاریها - نیز برداشتی یکسان و مبتنی بر واقعیتهای بیماری به چشم نمیخورد.



معتاد، واقعاً بيمار است
براساس آمار رسمی، در حدود دو میلیون نفر معتاد در كشور وجود دارد و با در نظر گرفتن متوسط هر خانوار 4 نفر، به راحتی میتوان نتیجه گرفت که چیزی در حدود 8 تا 10 میلیون نفر از مردم ایران به نوعی درگیر اين مسئله هستند. پس با یک آسیب اجتماعی گسترده روبرو هستیم. شما قضاوت کنید، آیا طبیعی نیست که درباره یک پدیده اجتماعی با این حجم، هر کس با توجه به پیشینه، تجربه، تحصیلات و نقش خود در جامعه، برداشت متفاوت و شخصی خود را داشته باشد؟ همین جاست که گاهی با تلقیاتی متضاد از یک اتفاق روبرو میشویم. در حقیقت تناقض اساسی، همین تضاد نگاه مجرمانه و بیماری بودن اعتياد است. لازمست که کمی به عمق حرکت کنیم. آیا واقعاً عنوان بیماری، نوعی تعارف نیست تا معتادان را از زیر تیغ قانون رها کرده، اعتیاد را عادی جلوه دهیم؟ یا نه، واقعاً بیماری است و تغییراتی در مغز اتفاق میافتد؟ و آنچه در رفتار آنها بروز و ظهور دارد مانند دروغگویی و دیگر خلافها نیز جزو بیماری آنهاست؟ بنابراین موضوع با وجود تکراری بودن، هنوز درست جا نیافتاده! مثلاً برای یک قاضی دلسوز دادگاه در هنگام برخورد با مشکلات خانواده و تنگناهای همسر و فرزندان فرد معتاد، پذیرش بیماری و تخفیف مجازات یا تبرئه معتاد واقعاً سخت است. هنوز هم هستند کسانی که معتادان را افرادی شر و انگل جامعه تلقی میکنند.



- آقای دکتر در مطالبی که ارائه کردید بیماری بودن اعتیاد مورد تأکید بود. خوب بیشتر تلقی ذهنی مردم از بیماری ناظر بر مسائل پزشکی و جسمی است. به عنوان مثال سرماخوردگی و عفونتهای ریه علائم مشخصی دارند اما بیماری اعتیاد از چه جنسی است و مشخصات آن کدامند؟
- با تشکر از سؤال به جای شما بهتر است از این پس بیماری اعتیاد را در یک قالب کلیتر به نام رفتارهای اعتیادی بگنجانیم. رفتارهای اعتیادی از جنس بیماریهای روانپزشکی هستند. افسردگی و اختلالات اضطرابی همچون وسواس و بسیاری موارد دیگر که خیلی از آنها را بارها در نزدیکان خود دیدهایم از همین قسم هستند. متاسفانه هنوز مردم این دسته از بیماریها را به عنوان ناراحتیهای جسمی یا بهتر بگویم اختلالات مغزی قبول ندارند. درست مانند بیماری صرع که قبلاً به جنزدگی ربط داده میشد. هنر روانپزشک آن است که با پرس و جو در افکار، احساسات و رفتارهای بیمار و رجوع به علم و تجربه خود، به تشخیص بیماری می‌رسد. در برخورد با متخصصان روان ممکن است بیمار به این اشتباه بیفتد که رفتار من چه ربطی به مشکل در مغز دارد یا مگر میشود چنین مشکلاتی را با دارو درمان کرد؟ عجیبتر اینکه همین بیماران که به وجود ضایعه در مغز اعتقادی ندارند و در مقابل تجویز دارو مقاومت میکنند، همکاری خوبی با انواع دیگر درمان که عموماً غیر دارویی و روانشناختی هستند نیز نمینمایند. شاید اسیر این باور فرهنگی هستند که مداوا یعنی دارو و هر کاری بجز دارو درمانی بیفایده است. اما در همینجا چند نکته لازم به تذکر است؛ اولاً قبول بیماری روانی برای هر فردی سخت است و اصولاً رسیدن به بینش نسبت به بیماری امری ساده نیست. دوم اینکه اینگونه بیماریها با تغییر در تعادل شیمیایی و فعالیت قسمتهایی از مغز همراهند. سوماً داروها این بهم ریختگی شیمیایی را تا حدودی اصلاح میکنند و لذا علایم بیماری که معمولا در رفتار فرد ظهور میکنند با دارو درمانی بهتر میشوند. به عنوان مثال، خواب زیاد فرد افسرده با دارو بعد از مدتی کمتر میشود. چهارم اینکه به اندازه دارو و حتی گاهی بیش از آن، روشهای غیر دارویی مانند رواندرمانی یا گروه درمانی برای بازگشت تعادل مغزی موثرند. مثلاً فردی افسرده که با وجود دارو درمانی هنوز افکار منفی دارد، با چند جلسه رواندرمانی و انجام تکالیف خاص، مثبتتر فکر خواهد کرد. خلاصه اینکه درمان مشکلات روانپزشکی از جمله رفتارهای اعتیادی هم دارویی و هم غیر دارویی است. اما رفتارهای اعتیادی که از جنس اختلالات روانپزشکی میباشند به چه نوع الگوهای رفتاری گفته میشوند؟ در مشاورهها معمولا ً با این مشکل روبرو هستیم که مراجعان، اعتیاد را به این صورت خلاصه می‌کنند: «من الآن یک ماده را مصرف میکنم، اگر این ماده را مصرف نکنم، دیگر معتاد نخواهم بود!» 



این رفتارهای اعتیادی كه گفتيد فراتر از امر اعتياد است چه ویژگیهایی دارند؟
اینگونه رفتارها چند مشخصه اصلی دارند. آنها در درجه اول پیشرونده و تدریجی هستند. یعنی اینکه نه تنها در مقدار مصرف فرد افزایش صورت میگیرد یا بر تعداد دفعات رفتار افزوده میشود، بلکه تمامی چیزهای مرتبط با آن کار بیشتر و بیشتر میشوند. زمان و فکری که صرف این کار میشود نیز افزایش مییابد. دوستانی که در این باره با او همراهی میکنند نیز هر روز بر تعدادشان افزوده میشود. مکانها و جاسازهای مربوط به عمل نیز فزونی مییابند. مثلاً فردی که معتاد به اینترنت شده ممکن است چندین کارت اشتراک شبکه همواره بصورت ذخیره داشته باشد. مسئله دیگر اينكه فراگیرنده و نفوذکننده هستند. یعنی اینکه زندگی و جوانب متعدد و مختلف آن را به مرور دستخوش تغییر مینمایند. مثلاً فرد در ابتدا فقط از تفریح خود و خانواده میزند اما بعدها مجبور میشود از کیفیت کار خود نیز به صورتهای مختلف بکاهد. یعنی رفتار اعتیادی هم در عمق زندگی و هم در سطح گسترش مییابد تا اینکه ...



- کم کم تمامی زندگی فرد را پر میکند.
دقیقاً. خصلت دوم این رفتارها پایدار بودن آنهاست. یعنی ممکن نیست که رفتار اجباری بعد از شکل گرفتن برای یک دوره باشد و بعد از آن نباشد. البته ممکن است این رفتار تبدیل به یک رفتار اعتیادی دیگر شود. مثلاً فرد الکلی روی به قمار بازی یا تریاک آورد. یا پس از قطع مصرف به طور افراطی روی به کار کردن آورد. یا وابستگی بیش از حد به مسائل جنسی و... تبدیلها اتفاق میافتد اما ماهیت رفتار اعتیادی ثابت است.
اما مشخصه سوم این است که رفتار اعتیادی، عوارض دردناک در پی دارد. پیامدهای دردناک یعنی اینکه در عرصههای مختلف زندگی نتایجی به دست میآید که برای او و دیگران ناراحتکننده میباشند. تعارضات خانوادگی، از دست دادن شغل، خلاف برای تهیه مواد، دزدی، عوارض جسمی متعدد مانند کوچک شدن مغز در مصرفکنندگان شیشه (ناشی از تخریب بافتی مغز) و یا ابتلا به بیمارهایی مانند ایدز و هپاتیت و ... .



- اما سؤالی که در اینجا پیش میآید این است که اصولاً این عوارض دردناک برای هر عقل سلیمی مشخص است. چرا خیلی زودتر فرد این کنترل را اِعمال نمیکند؟
به نکته فوقالعاده خوبی اشاره کردید. به دو دلیل؛ اول اینکه فرد در ابتدای مسیر با توجه به فواید و آثار خوب عمل اصلاً قبول ندارد که روزی ممکن است دچار دردسر شود و بعداً یکی از مشکلات مغزی اعتیاد که بروز میکند، از بین رفتن توانایی مغز در درک ارتباط بین عمل و نتیجه عمل است. نمونه بارز آن دستگیریها، جریمهها و تنبیهات فراوانی است که انجام میشود اما فرد خیلی زود بر سر عمل خود باز میگردد و نمیفهمد که آن عقوبت به خاطر همین کار است. علت بعد نیز مربوط به این خصوصیت بارز رفتار اعتيادی یعنی نداشتن کنترل فرد بر روی آن رفتار است. همین موضوع، منشأ بسیاری از درگیری‌های ذهنی فرد با خودش و یا تعارضاتش با دیگران میشود. فقدان کنترل بر رفتار، کمکم بیمار را به فکر فرو میبرد و او را از ادامه رفتار، نگران میکند. مثال می زنم، فردی که متوجه شده مصرفش از یک بار در روز به دو تا سه مرتبه افزایش یافته یا از یک ساعت یا یک گرم به چند ساعت یا چند گرم رسیده و نمیتواند زمان یا مقدارش را کنترل کند، در ابتدای راه اعتیاد، هزاران طرح و برنامه ذهنی یا عملی تدارک میبیند تا شاید مهار مصرفش را در دست گیرد. فقدان کنترل فرد را عاجز و خانواده را مستأصل میکند. فقدان کنترل بیمار و خانواده او را به سمت درمان میآورد. این همان نکته کلیدی است که کلید آن در دست درمانگران آشنا با اعتیاد است.



- پس به خاطر همین نداشتن کنترل فرد بر روی رفتار است که در بیشتر موارد، قوانین درمانی سفت و سخت هستند یا دولت داروهای مخدر مانند متادون را آزاد نمیکند و آنها را در قالب برنامهای درمانی مانند درمان نگهدارنده به صورت منظم و تحت مدیریت عرضه مینماید؟
آفرین. پاشنه آشیل درمانهای رایج، کم توجهی یا کوتاهی درمانگران به هر دلیل نسبت به همین نقطه ضعف اصلی بیمار است. بیمار به هر طریق سعی میکند به جای بدست آوردن کنترل مجدد بر خود، کنترل درمان را در دست بگیرد. داروی متادون اگر در شرایط اعتیادی یعنی هنگام نداشتن کنترل، مصرف شود هزاران مشکل ایجاد خواهد کرد و ممکن است فرد به متادون اعتیاد پیدا کند. پس دارو باید در مکانهای خاص، آن هم به اندازهای که متناسب فرد است تجویز شود.
ما در درمانهای علمی به مهمترین عنصری که توجه میکنیم بازگرداندن فعالیت و کارکرد فرد است نه فقط قطع مصرف و پاکی. 



مسير اعتياد
- آقای دکتر در چند جای صحبت خود به مسیر اعتیاد آدرس دادید. علاوه بر این، نگاه شما به موضوع اصولاً حالت طیفی و سیری است و فکر میکنم این منطق را قبول دارید که برای قضاوت در مورد هر معتاد، باید در ابتدا بفهمیم که او در کجای این مسیر قرار دارد و انگار همگی یک مسیر را طی میکنند اما به صورتها و سرعتهای مختلف. به راستی این جاده کجاست و چه ویژگیهایی دارد؟
«مسیر اعتیاد» یک جاده فرعی دو طرفه است که از جاده اصلی زندگی خارج میشود. در ابتدای این مسیر ناشناخته منزلگاههایی زیبا، فرح‌بخش، مسحور‌کننده و چشم‌نواز قرار دارد. برق کشف این مسیر، هوش از سر یابنده میبرد. خود را تنها کاشف گمنام این مسیر مییابد. چشمهایش از دیدن و گوشهایش از شنیدن فریاد آنهایی که این راه را تا انتها رفتهاند، ناتوان است. آنها فریاد میزنند که جلوتر نروید ناکجا آباد است! گم میشوید! اما کو گوش شنوا! 



- خیلی شاعرانه شد.
واضح‌تر میگویم. شکلگیری رفتار اعتیادی، سیری تدریجی دارد. این اتفاق و حوادث بعدی در زندگی افراد مختلف، منحصر به فرد است، یعنی هرکس به دلیلی، از یک جایی روی به یک رفتار و یا یک ماده میآورد. یا به عبارتی موتور اعتیادش روشن میشود. اما بسته به شرایط با سرعت خاص خودش در یک مسیری که برای همه ثابت است وارد میشود. پس سرعت طی کردن این مسیر ثابت، بسته به شرایط آن اتومبیل، راننده و حتی بقیه سرنشینان متغیر خواهد بود. فرد معتاد همان راننده است. موتور ماشین همان رفتار اعتیادی سرنشینان و دیگر امکاناتی که در اتومبیل هست، شاید نزدیکان و شرایط زندگی راننده هستند.




- شما میخواهید بگویید که فرد در ابتدای مسیر خود نیز متوجه نیست در چه مسیری پای گذاشته؟
بله. البته در شروع از این هم مخفیتر. آنها در ابتدا فکر میکنند که در مسیری بیمانند پای گذاشتهاند و از این تجربه لذت میبردند.

- بگذارید جور دیگری سؤالم را تکرار کنم. یک فرد معتاد از آن روزی که وارد این مسیر میشود، تا روزی که با دست‌اندازهای مسیر روبرو میشود تا جایی که نمیتواند جلوتر برود و تصمیم به برگشتن میگیرد چه شرایطی را تجربه میکند و کی کارش به درمان میکشد؟ 

همانطور که گفتم مسیر اعتیاد دو طرفه است. در لاین رفت از بهبودی دور میشود و در لاین برگشت به سمت جاده بهبودی برمیگردد. در جای جای این مسیر استراحتگاه، دور برگردان، کیوسک پلیس، افرادی برای کمک، راهزن، مرکز درمانی مشاوره و ... هستند. ما به عنوان درمانگران اعتیاد، در هر دو سوی جاده شعبه داریم. یک فرد ممکن است بارها در استراحتگاههای مسیر از سرعت رفتن به جلو بکاهد و قدری خستگی در کند اما متأسفانه باز هم به جلو برود و ممکن است بارها و بارها در مسیر بازگشتن قرار گیرد و دوباره از یک دوربرگردان در مسیر اعتیاد به جلو برود. در این مسیر بیشتر مسافران را سرگردان میبینی. نکته دیگری که باید از همین ابتدا تأکید کنم برای مسافرین لاین برگشت است. آنها گاهی فکر میکنند که دیگر معتاد نیستند. اما در اشتباهند زیرا تا وقتی به جاده بهبودی نرسیدهاند هنوز در جاده اعتیادند و معتاد. حتی در جاده بهبودی هم دوربرگردان هست.



خلاء، آغاز اعتياد است


- برای من نقطه شروع هنوز مبهم است.

نقطه شروع یعنی نقطه ابهام یعنی خلاء.
- خلاء؟

بله، همه ما از نظر روانشناختی خلاءهایی داریم. در تلاش برای ارضای روانی خود یا به دنبال پر کردن گودالهای حقارت و خودکمبینی هستیم یا به دنبال پیدا  کردن بلندیهای باشکوه برای اثبات خود بزرگبینیها. البته چیزهای دیگری هم میتوان گفت. مثل اینکه ما با خودمان در جنگ هستیم پس با دیگران و زندگی در  جنگیم. تعارض داریم با گذشته زندگیمان، با کودکی، با رفتارهای پدر. تعارض داریم با مسائل جنسی، با شغل، با همسر و ... . تمام اینها با مواد ناگهان  تسکین مییابد. این همان نکتهای است که بین فرد مصرفکننده و دیگران جدایی میاندازد. حتی ممکن است معتادان، افراد عادی را کمتر ببینند. دیگران  میگویند این کار را نکن. معتاد میگوید یعنی چه؟ اینکه بد نیست! انگار نمیفهمند. در این فاز، رفتارهای معتاد و جوابها یا بهتر بگویم انکارهای او به حساب  دروغگویی گذاشته میشود. او دروغگو نیست. او از ما جداست.



- کمکم این به خودمشغولیها کار دستش میدهد.
بله؛ کامیابیهاي رواني روز به روز کم اثرتر شده و فرد را خستهتر میکند. خستگی بیشتر به استفاده بیشتر میانجامد تا جایی که فرد کنترل خود را از دست  میدهد. آن عمل اجباری میشود. از این پس صلح و آرامش جای خود را به جنگی جدید میدهد. جنگ این عمل با زندگی، و تخریبها آغاز میشوند. در این نبرد  خیلی چیزها نابود و بسیاری از افراد و در نهایت خود فرد قربانی میشوند. شاید در اینجا هم فرد از فرط خستگی نفهمد که تمام این بگو مگوها، طرد شدنها،  تحقیرها، اخراج و بیکاریها، زندان رفتنها و ... به خاطر جنگی است که مونس قدیمی با زندگی به پا کرده است. از اینجا به بعد در فیلمهای سینمایی و  تلویزیونی زیاد به نمایش گذاشته شده. اینکه بیغیرت شده، کار به طلاق کشیده، اخراج شده، طرد شده، خسته شده و....



-  حتماً همین جاهاست که انواع روشهای ترک، تجربه میشوند؟
و حتی قبل از این با قانونهایی که برای خود میگذارند. اینکه آنجا نروم، از فلانی نخرم، نمونهای از آن مقررات شکست خورده ذهنی هستند. قولهایی که به دیگران میدهد نیز از همین تلاشها ناشی میشوند. چون در کنترل خود عاجز شده به قولش عمل نمیکند. دیگران او را بدقول، بیاراده، ضعیفالنفس میخوانند. در حالی که مشکل در مغز است. مسیر اجبار یعنی صدور دستورات به صورت غیرارادی توسط مغز. روشن است فرد در این حالت واقعاً ناتوان است تا کمکم با انگیزههای جدید روبرو شود و به تلاشهای مؤثر دست بزند. ما به عنوان درمانگران اعتیاد میتوانیم رسیدن به مرحله انگیزه درمانی را تسهیل کنیم.



- از مجموعه بحث مسیر اعتیاد اینگونه به نظر میرسد که رفتار اعتیادی به صورت مخفی و خزنده وارد زندگی فرد میشود اما اینکه چگونه ادامه یابد به عوامل و شرایط دیگری نیز بستگی دارد. هر کدام از ما ممکن است به راحتی معتاد شویم. آگاهی ما از این سیر تدریجی میتواند زمینه برخورد صحیح با موضوع را فراهم کند و دیدی منطقی به جامعه بدهد. آیا صرف داشتن آگاهی برای پیشگیری کافی است و اگر صلاح میدانید بحث اعتیاد را جمع بندی کنید تا به مقوله درمان و انواع آن بپردازیم. البته باید قبل از آن گریزی به پیشگیری هم بزنیم.
من در جمع بندی مسیر اعتیاد از مثال بیماران استفاده میکنم. معتادان را به سه دسته تقسیم میکنند. اول گروه معتادان کال، دوم رسیده و سوم گندیده. دسته کال کسانی هستند که هنوز لذت میبرند و یا شاید با مشکلات مسیر روبرو نشدهاند. طبیعی است که قبول نداشته باشند که مشکل دارند. دسته رسیده کسانی هستند که با مشکلات اعتیاد در حال نبرد هستند و تا حدودی به مسئله خود پی بردهاند. اما دسته سوم ضربههای سهمگین اعتیاد را خوردهاند، چه به لحاظ اجتماعی و چه جسمی. مثلاً ممکن است در اثر تزریق غیر بهداشتی بیماری هپاتیت ویروسی گرفته باشند و یا در اثر خلافهای متعدد محکومیتهای سنگین گرفتهاند. در خانواده جایگاهی ندارند و حتی کارتن خوابند. تصور عمومی به دلایل مختلف ناظر بر این دسته معتادان است. پس اعتیاد را با همین تلخی و گزندگی معنی میکنند. معتادان کال و حتی رسیده با همین طرز نگاه و برخورد اجتماعی از درمان دور میشوند که مبادا انگ نخوردند. تأکید من بر مسیر اعتیاد برای همین است تا مقداری این نگاه تعدیل شود، لازم است نه مطلق و نه نقطهای بلکه نسبی و خطی به موضوع بنگریم و اعتیاد و ابعادش را واقعیتر حس کنیم. علاوه بر این هر کس میتواند به گونه مختلفی معتاد شود. در این حالت نمیتوان نسخه های عام پیچید. برای درمان هر فرد ظرایف زندگی او باید بررسی شوند. تصمیمگیری درمانی خیلی سخت است. چون ابعاد شخصیتی روانپزشکی روانشناختی شغلی اجتماعی فرهنگی و .. دارد.
با پی بردن به جنبههای متعدد اعتیاد دیگر نمیتوان به راحتی یک معتاد را محکوم کرد. آنها محصولات جامعه ما هستند. اگر محصولات بدی هستند باید کمک کنیم تا جامعه اصلاح شود.

درمان سرماخوردگي به روش طب ايراني
درمان سرماخوردگي به روش طب ايراني

با توجه به شروع فصل سرما و شیوع بیماریهای عفونی و سرماخوردگی و بروز علایمی چون تب، گلودرد، سرفه و ... در این مقال به ارائه روش درمانی طب ایرانی در مقابله با بیماری سرماخوردگی و رفع علایم مهمی مثل تب میپردازیم.

ابتدا متذکر می گردم مصرف انواع آنتی‌بیوتیک‌ها جهت رفع بیماری عفونی و مصرف استامینوفن جهت رفع تب، نه تنها مورد تأیید طب ایرانی نیست، بلکه مضر است و عوارض فراوانی نیز به دنبال دارد، فلذا توصیه میگردد قبل از مصرف این اقلام دارویی حتماً روشهای طب سنتی اجرا شود و مصرف این گونه داروها صرفاً با تجویز پزشک حاذق، آن هم در موارد کاملاً ضروری، صورت پذیرد. خصوصاً در درمان اطفال و کودکان به علت حساسیت خانواده به عارضه تب در این دوره سنی، متأسفانه شاهد مصرف بیرویه استامینوفن و سایر فرآوردههای تببر و مصرف آنتیبیوتیکها میباشیم که این سوء مصرف، نه تنها منجر به افت قدرت ایمنی کودکان و ضعف سیستم دفاعی آنها در برابر بیماری‌ها میشود بلکه به سوء تغذیه و اختلالات در رشد جسمی و ذهنی نیز میانجامد. بنابراین از همه خانوادهها خصوصاً مادران انتظار میرود در مواجهه با بیماری سرماخوردگی فرزندشان بدون دستپاچگی و اضطراب اما به سرعت و دقت، روشهای طب ایرانی را اجرا كنند تا حتیالامکان به دام عوارض داروهای شیمیایی گرفتار نشوند و بدانند که به قول دانشمندی: «طبیعت، زمان و صبر سه طبیب بزرگند».
در طب سنتی و در درمان بیماری سرماخوردگی و عوارضی چون تب روشهای مجربی ارائه گردیده که ذیلاً به سادهترین و آزمودهترین آنها اشاره میشود:


1- رژیم غذایی:
ظهرها یک روز در میان سوپ گشنیز میل شود. «سبزی گشنیز، اسفناج یا برگ چغندر، عدس، کمی برنج، یک حبه سیر، پیاز، ماهیچه گوسفند یا مرغ بدون چربی، کمی فلفل قرمز، نمک و زردچوبه» 


ظهر روزهای دیگر و هر شب از لیست غذاهای زیر به دلخواه میل شود:
الف- آش جو با لوبیا: جو پوست کنده که با لوبیا، یک حبه سیر، پیاز، نمک و فلفل قرمز، هر شب روی شعله ملایم تا صبح پخته شده است، هنگام تناول کمی روغن زیتون یا آبلیمو اضافه شود.


ب‌- سوپ نخود فرنگی: سبزی نعناع، جعفری و گشنیز همراه هویج رنده شده و پیاز و یک حبه سیر و کمی جو و عدس و در صورت تمایل ماهیچه گوسفند یا مرغ بدون چربی با چاشنی زردچوبه و نمک.


ج- سیراب و شیردان که چربی آن گرفته شده ولی پرزهایش باقیست به همراه پیاز، نمک، زردچوبه و یک حبه سیر روی شعله ملایم پخته شود با چاشنی فلفل قرمز و آبلیمو.


د- سوپ گل‌کلم: گل‌کلم همراه سبزی گشنیز و جعفری، هویج، ماهیچه گوسفند یا مرغ بدون چربی، یک حبه سیر با نمک و زردچوبه و پیاز با چاشنی آبلیمو و فلفل قرمز.


ه- کته‌گشنیز: برنج و سبزی گشنیز که کاملاً مغز پخت شده باشد و مثل موارد فوق پخته شود.


د- سوپ بلال: دانههای بلال، عدس، جو، هویج، سبزی گشنیز، یک حبه سیر به همراه پیاز و نمک و زردچوبه.


در همه موارد، یک ساعت و نیم بعد از غذا، یک فنجان عرق آویشن یا دمکرده آویشن میل شود.


ضمناً در زمان سرماخوردگی پرهیز از اقلام زیر ضروری است:
ماست، ترشی، آب‌یخ، بستنی، سرخ‌کردنی، نوشابه، کله‌پاچه، خربزه، انگور، غذاهای چرب، روغن نباتی، سوسیس، کالباس، پفک، چیپس و اغذیه بسته‌بندی شده.


2- بخور محیطی:

مقداری تخم گشنیز، آویشن و نعناع را با مقداری آب در محیط اتاق به آرامی بجوشانید تا محیط خانه ضدعفونی شود. اگر روزانه اسفند، پوست پیاز و کندر در خانه دود شود، بسیار مفید است.


3- بخور مستقیم:

تخم گشنیز 200 گرم، نعناع و پونه از هر کدام 50 گرم نیمکوب نموده، هر شب یک استکان از این دارو در ظرف آب، جوشانده و به مدت ده دقیقه زیر چادر بخور دهید. سپس آب ولرم آن را داخل بینی استنشاق نموده، پس از آن یک قطره روغن بنفشه – بادام داخل بینی بچکانید.


4- آب سیب، آب هندوانه و آب لیمو شیرین، به نسبت مساوی مخلوط کرده روزی 3 لیوان میل شود. این ترکیب اثر ضد تب قوی داشته جهت رفع تب میتوان ساعت به ساعت میل نمود.


5- آب سیب، آب هندوانه و آب به، به نسبت مساوی گرفته، با نصف وزن آبمیوهها، شکر قرمز یا عسل یا قند، روی شعله ملایم جوشانده تا کاملاً غلیظ شده به قوام آید. حال به تکههای کوچک شکلات مانند تقسیم کرده روزی سه بار هر بار یک تکه در دهان مکیده شود.


6- غرغره عرق آویشن به طور مکرر و منظم و مصرف عرق مریم گلی هر شش ساعت یک استکان.


7- صبح ناشتا بارهنگ، تخم شربتی، قدومه و بالنگو از هرکدام 20 گرم به همراه تخم کاسنی، بابونه، نیلوفر و عناب از هرکدام 5 گرم مخلوط نموده، هر بار یک قاشق غذاخوری در 2 لیوان آب جوشانده تا یک لیوان بماند، صاف نموده شیرین کرده، میل شود.


8- ساعت 10 صبح، یک قاشق غذاخوری بارهنگ همراه یک لیوان آب جوش میل شود.


9- گل ختمی، پنیرک، زوفا، تخم گشنیز، گل بنفشه، بارهنگ و قدومه و آویشن (جمع همه موارد مذکور ضروری نیست و چند قلم از این گیاهان نیز کفایت میکند.): داروها به نسبت مساوی نیمکوب شده، یک ساعت بعد از هر وعده غذایی، یک قاشق غذاخوری در2 لیوان آب جوشانده تا یک لیوان بماند، صاف نموده شیرین کرده میل شود.
لازم به ذکر است در بسیاری از موارد اجرای همان رژیم غذایی و چند دستور ساده ابتدایی در درمان مؤثر واقع میشود و استفاده از جوشاندهها و نسخههای ترکیبی گیاهان دارویی به عنوان مکمل درمان توصیه میشود. ضمناً تهیه غذاها یا جوشاندههای مذکور اگر گاهی سخت قلمداد شود وقتی با محبت مادری که به سلامت فرزندش میاندیشد عجین گردد دیگر سختی آن به چشم نخواهد آمد.

خندق كوه آتشگاه و خندق سلمان فارسي در جنگ احزاب
خندق كوه آتشگاه و خندق سلمان فارسي در جنگ احزاب

ادرک العلم الاول و العلم الاخر، بحر لاینزف قعره، منا اهل البیت   امام علی(ع)
سلمان، دانش نخستین و دانش آخر را دریافت، دریایی است که عمق آن نمیخشکد. او از ما اهل‌بیت است.

بي‌سوادي در شهرستان به مرز صفر رسيده است
بي‌سوادي در شهرستان به مرز صفر رسيده است

«جشن شکرگزاری ریشه کنی بیسوادی به زودی در خمینی شهر اجرا می شود.» محمدی مسؤول نهضت سوادآموزی شهرستان در گفتگو با فرصت با بيان اين مطلب افزود: آمار باسوادان شهرستان در گروه سنی 10 الی 49 سال به میزان

صفحه 530 از 531