امروزدوشنبه, 30 بهمن 1396-- Monday Feb 19 2018

ساعت 05:16:55

آخرین به روز رسانی : یک شنبه 07:30:56

اصول و راهکارهای غذایی صحیح
اصول و راهکارهای غذایی صحیح

انسان امروز با بیماریهای مختلفی روبروست که بنا بر توصیه همه متخصصین و رشتههای مختلف علوم پزشکی، راه مقابله با آنها اصلاح سبک زندگی است. این امر، رسماً توسط وزارتخانه و نیز سازمانهای مربوطه داخلی و جهانی بهداشت هم اعلام شده است. یکی از رفتارهایی که باید در این چهارچوب اصلاح شود عادات تغزیهای است که بخصوص در سالهای اخیر نامناسب‌تر شده است.

زیرا ارتباط تنگاتنگ آن با ابتلاء به بیماریها در مطالعات علمی مسلم است. بنابراین، داشتن اطلاعات پایه از اصول تغذیه، مانع از ابتلا به بیماریهاست. در این خصوص آموزه ها و پیشوایان دینی هم هشدارهای لازم را داده اند. ستون سلامت با هدف انتشار اطلاعات علمی کاربردی در زمینه بهداشت و و درمان تاکنون مطالب متعددی منتشر کرده و از همکاری متخصصین و تجربه و دانش دیگران استقبال میکند.


دکتر عبدالعی کیانی تاکنون در دورهها و کارگاههای آموزشی متعددی در این خصوص سخن گفته است. وی اینک مسؤول واحد بهبود تغذیه جامعه شبکه بهداشت و درمان شهرستان استبه برخی سولات دراینموارد جواب می دهد.



برای داشتن یک برنامه غذایی سالم باید برای سؤال های زیر پاسخی مناسب داشته باشیم:


1- تعریف غذا و  نقش آن در بدن انسان چیست؟

 
2ا-صول الگوی غذای صحیح چیست؟


3- بدن انسان برای رشد و سلامت به چه مواد غذای نیاز دارد؟


4-  مواد غذایی مغذی را از چه منابعی می توان به دست آورد؟


5-  از هر یک این مواد مغذی چه مقدار در شبانه روز باید مصرف نمود تا نیازهای بدن تأمین گردد؟


6- شرایطی که نیاز بدن را به مواد مغذی افزایش میدهند کدامند؟


7- چگونه اطمینان حاصل کنیم که مواد مغذی را به اندازه کافی دریافت کرده ایم؟


8- مشکلات رایج تغذیهای جامعه ما چیست؟


9- پیآمدهای سوء تغذیه درجامعه چیست؟ 

اما پاسخ:


-  تعریف غذا و نقش آن در بدن انسان چیست؟
غذا به مواد جامد و یا مایعی گفته میشود که از راه دهان مصرف میشوند و علاوه بر برطرف کردن حس گرسنگی و تشنگی، نیازهای بدن را نیز تأمین می کنند.


نیازهای بدن عبارتند از: انرژی ای که برای ادامه کار دستگاههای مختلف بدن از قبیل قلب، ریه، دستگاه گوارش و عضلات و همچنین فعالیتهای روزانه مثل ایستادن، راه رفتن، ورزش، درس خواندن و ... لازم است، تأمین مواد اولیه برای رشد و نمو (به خصوص در کودکان نوجوانان و زنان باردار)، ترمیم و جانشین کردن سلولها و بافتهای مختلف بدن که در اثر فرسودگی از بین می روند.


-  اصول الگوی صحیح غذایی چیست؟
اصول الگوی صحیح غذایی عبارت است از:


الف) کافی باشد: الگوی غذایی روزانه از نظر تأمین مواد مغذی ضروری بدن و انرژی دریافتی حاوی مقادیر مورد نیاز بدن برای افراد سالم جامعه باشد.


ب) متعادل باشد: الگوی غذایی روزانه حاوی منابع غذایی به مقدار و نوعی باشد که با دریافت آنها مقدار مواد مغذی مورد نیاز بدن تأمین شود و از تجمع یکی و کمبود دیگری ممانعت شود.


ج) حاوی انرژی لازم باشد: تأمین انرژی مورد نیاز بدن با توجه به شرایط فیزیولوژیکی فرد و میزان فعالیت بدن او به گونهای تنظیم شود که وزن فرد در حد مطلوب حفظ شود. دانسیته یا چگالی مواد غذایی بالا باشد (حجم غذا کم ولی پر انرژی باشد). به منظور انتخاب مناسب غذا و تغذیه صحیح و کنترل وزن بدن باید منابع غذایی را به گونهای انتخاب کرد که بیشترین ماده مغذی و حداقل حجم دریافتی تامین گردد.


د) متنوع باشد: تا حد امکان الگوی غذایی تنوع داشته باشد و از منابع غذایی متنوع در هر یک از گروه های اصلی غذایی انتخاب و مصرف شود. حتی در هر یک از گروههای اصلی از جایگزینی منابع غذایی گوناگون و قابل دسترس استفاده شود.


ه) در حد اعتدال باشد: از خوردن زیاد منابع غذایی پرچرب و یا شیرین که از نظر طعم و مزه بسیار خوب و غنی از انرژی میباشند پرهیز شود و تنها در حد اعتدال برای تغییر ذائقه مصرف شود.


و) متناسب باشد: غذا با توجه به سن شرایط و نیاز فرد و مناسب او تهیه گردد.


بدن انسان برای رشد و سلامت به چه مواد مغذی نیاز دارد؟


الف-کربوهیدرات ها


ب- پروتئین ها


ج- چربی ها


د- ویتامین ها


ه- مواد معدنی یا املاح


و- فیبرها


ز- آب


 مواد مغذی را از چه منابعی میتوان بدست آورد؟


از پنج گروه اصلی مواد غذایی:
الف)گروه نان و غلات


ب) گروه سبزی‌ها


ج) گروه میوه‌ها


د) گروه شیر و لبنیات


ه) گروه گوشت، تخم‌مرغ، حبوبات و مغزها


گروه نان و غلات:
بیشترین نقش تأمین انرژی بدن را به عهده دارد. همچنین حاوی کربوهیدرات، فیبر، آهن و ویتامین ها «تیامین B1، نیاسین، ربیوفلاوین B2» و پروتیئن می‌باشد. اين گروه شامل انواع نان، برنج، ماکارونی، گندم، جو و ذرت است.


منظور از یک واحد نان و غلات سبوس‌دار چیست؟
هر واحد نان و غلات سبوس‌دار= یک کف دست (بدون احتساب انگشتان) نان سبوس‌دار (30 گرم) (مانند نان سنگک و یا هر نوع سبوس دار= یک کف دست (بدون احتساب انگشتان) هر نوع نان سفید (30 گرم) = }نان لواش: 3 کف دست{ = 2 برش 45 گرمی نان رژیمی (کالری کاهش یافته) = 2 کف دست (بدون احتساب انگشتان) نان جو (60 گرم) = 3 قاشق غذاخوری سرصاف برنج پخته = یک سوم لیوان برنج پخته شده = نصف لیوان ماکارونی سبوس دار پخته یا نصف لیوان ماکارونی تصفیه شده پخته = 3 قاشق غذاخوری جوانه گندم = نصف لیوان غلات پخته شده = نصف لیوان غلات سبوس دار پخته شده = نصف لیوان بلغور پخته شده = 3 قاشق غذاخوری آرد خشک یا نشاسته = نصف لیوان شیربرنج = یک ونیم لیوان غلات بو داده شده بدون روغن و چربی (برنجک) = یک سوم لیوان گندم پرک شده = نصف لیوان پوره سیب زمینی (سیب زمینی رنده شده) = 1 عدد سیب زمینی کوچک (90 گرم) = 16 تا 25 عدد خلال سیب زمینی سرخ شده (90 گرم) – نصف لیوان ذرت پخته = نصف لیوان نخود سبز = نصف لیوان باقلا سبز = یک لیوان کدو تنبل (زرد نارنجی) = یک و نیم لیوان غلات بو داده بدون روغن و چربی (برنجک) = یک سوم لیوان گندم پرک شده = 3 لیوان ذرت بو داده بدون روغن و چربی = 2 عدد بیسکویت سبوس دار (ساقه طلایی) با اندازه متوسط = 6 عدد بیسکوییت ترد = 4 تا 6 عدد کراکر سبوس دار
مقدار مورد نیاز روزانه:
در سنین مدرسه و بلوغ توصیه میشود 11-6 واحد، زنان باردار 11-7 واحد (سهم) از مواد غذایی این گروه مصرف شود.


گروه سبزی‌ها:
تأمین کننده ویتامین ها (از قبیل C، A، اسید فولیک)، مواد معدنی و فیبر هستند لذا برای تأمین مقاومت بدن در برابر بیماریها، ترمیم یا بهبود زخمها و سلامت پوست بدن ضروری می باشند.

منظور از یک واحد سبزیجات چیست؟
هر واحد از سبزیجات= نصف لیوان معمولی (240 سی‌سی) هر نوع سبزی پخته شده یا 1 لیوان معمولی (240 سی‌سی) هر نوع سبزی خام (نپخته) خرد شده یا 1 عدد متوسط است.
مثال:
نصف لیوان سبزی خورشت سبزی = 1 لیوان کاهوی خرد شده = 1 عدد خیار متوسط = 1 عدد گوجه متوسط = 1 عدد هویج متوسط = 1 عدد بادنجان متوسط و ...
مقدار مورد نیاز روزانه:
در سنین مدرسه و بلوغ و بزرگسالی 5-3 سهم و زنان باردار 5-4 سهم از مواد غذایی این گروه مصرف شود.


گروه میوه‌ها:
تأمین کننده ویتامین ها، مواد معدنی و مواد ضد سرطان (آنتی اکسیدان) است.
حاوی کربوهیدرات ها (قند)، فیبر، ویتامین C، پتانسیم، ویتامین A، ویتامین B و آب هستند.
شامل: انواع میوه های فصل می باشد.


منظور از یک واحد میوه چیست؟


هر واحد میوه = 1 عدد میوه تازه کوچک تا متوسط یا نصف لیوان آب میوه و یا یک چهارم لیوان میوه خشک است.


مثال:
1 عدد سیب کوچک (120 گرم) = 1 عدد کیوی (100 گرم) = 1 عدد پرتقال کوچک (195 گرم) = 3 عدد خرمای کوچک متوسط = 1 عدد نارنگی متوسط یا 2 عدد نارنگی کوچک = نصف انار متوسط = 3 عدد زردآلوی کامل تازه (165 گرم) = 1 عدد موز کوچک (130 گرم) = 1 لیوان توت سیاه = 1 لیوان تمشک = یک سوم طالبی کوچک (330 گرم) = 1 برش خربزه (300 گرم) = 1 عدد هلوی تازه متوسط (180 گرم) = نصف گلابی تازه بزرگ (120 گرم) = سه چهارم لیوان آناناس تازه = 2 عدد آلوی کوچک تازه (150 گرم) = 2 عدد خرمالوی متوسط = 1 عدد شلیل متوسط = یک و یک چهارم لیوان توت فرنگی = یک برش هندوانه (400 گرم) = نصف لیوان انبه (165 گرم) = 3 عدد آلوی بخارا = 2 قاشق غذاخوری (یک چهارم لیوان) توت خشک = 8 نیمه برگ خشک زردآلو = 2 عدد انجیر تازه متوسط (100 گرم) = نصف گریپ فروت (دارابی بزرگ 330 گرم) = 17 جعبه انگور (90 گرم)
مقدار مورد نیاز روزانه:
در سنین مدرسه، بلوغ و بزرگسالی توصیه می شود 4-2 واحد و زنان باردار 4-3 واحد از مواد غذایی این گروه مصرف شود.


گروه شیر و لبنیات:
تأمین کننده کلسیم، فسفر و پروتئین است.
حاوی ویتامین های B12، A، و ریبوفلاوین نیز میباشد.

شامل:
شیر، ماست، پنیر، دوغ (بهتر است انواع کم چرب آنها مصرف شود.)، کشک و بستنی می باشد.
منظور از یک واحد شیر و لبنیات کم چرب چیست؟
هر واحد از شیر و لبنیات کم چرب = 1 لیوان معمولی (240 سی سی) شیر کم چرب یا 1 لیوان معمولی (240 سی سی) ماست کم چرب یا 2 لیوان دوغ کم چرب (نصف هر لیوان دوغ بایدحاوی ماست کم چرب باشد) یا 3 قاشق غذاخوری ماست چکیده.
مقدار مورد نیاز روزانه:
در سنین مدرسه، بلوغ و بزرگسالی توصیه می شود 3-2 واحد و زنان باردار 3 سهم از مواد غذایی این گروه مصرف شود.


گروه گوشت، تخم مرغ، حبوبات و مغزها:
تأمین‌کننده پروتئین، روی و آهن می‌باشند.
حاوی منیزیوم، ویتامین های B12، B6 نیز می باشد.


شامل:
انواع گوشت قرمز، گوشت پرندگان، ماهی، تخم مرغ، انواع حبوبات و انواع مغزهای گیاهی (بادام، گردو، پسته) می باشد.


منظور از یک واحد گوشت< تخم‌مرغ، حبوبات و مغزها چيست؟


هر واحد گوشت کم چرب و حبوبات = 1 قوطی کبریت از هر نوع گوشت مرغ یا ماهی یا گاو یا گوسفند یا تن ماهی بدون هرگونه چربی = 30 گرم گوشت چرخ کرده = 1 قطعه (به اندازه قوطی کبریت) پنیر یا 1 عدد تخم مرغ یا 2 عدد سفیده تخم مرغ یانصف لیوان حبوبات پخته شده (لپه، نخود، عدس، لوبیا) = نصف لیوان سویا = 1 لیوان شیر سویا.


مقدار مورد نیاز روزانه:
در سنین مدرسه، بلوغ و بزرگسالی توصیه می شود 3-2 و زنان باردار 4-3 سهم از مواد غذایی این گروه مصرف شود.

نقش خانواده در درمان اعتیاد
اعتیاد از زاویه ای متفاوت - 2
نقش خانواده در درمان اعتیاد

قبلاً، به بررسی و کنکاش پیرامون موضوع اعتیاد از زاویه اجتماعی- فرهنگی در گفتگو با دکتر کاویان متخصص اختلالات اعتیاد پرداختیم. اینک در ادامه این گفتگو -که به نقش خانواده در پیشگیری از اعتیاد، اما و اگرهای درمان با متادون، علایم یک درمان موفق و ... خواهد پرداخت- را می خوانید.

 


آقای دکتر فکر میکنم وقت آن است که درباره پیشگیری از اعتیاد در ابعاد اجتماعی آن و ارتباطی که میتواند با سبک زندگی فردی داشته باشد قدری توضیح دهید.
در بحث پیشگیری چند نکته وجود دارد؛ نکته اول اینکه درمان با جلوگیری از تخریب بیشتر زندگی بیمار و همچنین کاستن از احتمال آسیب به دیگر افراد جامعه در امر پیشگیری نقش دارد. نکته دیگر اینکه پیشبرد موفق انواع طرحهای پیشگیری در گروی هماهنگی بین سیستمها و فرآیندهای اجتماعی و حکومتی است. هر چند اتفاق در سطح فرد میافتد اما بدون در نظر گرفتن نقش محیط و اجتماع این امر قابل تحقق نیست. شاخصی که میتواند به ما کمک کند مفهوم سلامت اجتماعی است. طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی (WHO)، در سلامتی، داشتن آسودگی جسمی روانی و اجتماعی شرط است و نه تنها نبود بیماری.



سلامت اجتماعی به چه معناست؟
این همان حلقه مفقوده و کمتر مورد توجه است. با اینکه سلامت اجتماعی از دیدگاه صاحب نظران معانی مختلف دارد اما مبنای تعیین آن، طرز تلقی فرد از شرایط اجتماع اطراف اوست. هنگامی من از نظر اجتماعی سالم هستم که احساس خوب و مثبتی از محیط اجتماع داشته باشم. عرصه اطراف خود را مبتنی بر حرمت و حمایت بیابم، احساس کنم راه برای پیشرفت باز است. جامعه را یکپارچه و منسجم بدانم. پس میتوان نتیجه گرفت که بین جامعه سالم و سلامت اجتماعی داد و ستد منطقی برقرار است. طبیعی است که برای رسیدن به جامعهای عاری از بیماریهای روانی، بایستی در بسیاری از مبناهای فکری و اجتماعی خود تجدید نظر کنیم. همه باید در این باره تلاش کنیم آموزشها و کسب مهارتهای لازم از دوران پیش دبستانی و دبستان آغاز شوند. بسیاری از شیوههای فرزندپروری و ارتباطگیری بایستی تکامل یابند. با ارتقای آگاهی و تلاش برای بهبود سبک زندگی خود، هر روز از اعتیاد دورتر میشویم. سبک زندگی سالم موهبتی است که در سایه رسیدن به روان سالم به وجود میآید.



نقش خانواده در پیشگیری از اعتیاد
- از آنجا که بین مسائل مربوط به اعتیاد با سلامت خانواده ارتباط مستقیم برقرار است خواهش میکنم تعریفی از یک خانواده سالم که تضمین کننده پیشگیری از اعتیاد باشد را در حد مختصر ارائه دهید.
در خانواده سالم نوعی تعادل حکمفرماست. روابط بین فردی دوطرفه و با رعایت احترام، توجه و درک است. قوانین خیلی دست و پاگیر و خشک نیستند. هوای نشاطبخش عاطفه در فضای خانواده جریان دارد. به عبارتی احساسات و علایق بدون سانسور رد و بدل می شوند و انسجام و دلبستگی وجود دارد، اما به هم وابستگی و مانع هم بودن نه. تعارض و اختلاف سلیقه وجود دارد اما روشهای سالمی برای حل آنها مورد توافق است، گفتگو کردن رواج دارد، رازداری یک اصل است، اعتماد تقویت می شود. یادگیری مورد تشویق است، با رعایت تواضع از طرف بزرگتر و احترام از طرف کوچکتر فاصله نسلها کوتاه شده است، برخورداری از یک خانواده سالم هنگام بروز مشکل برای یکی از اعضا با حمایت منطقی از او به نمایش در میآید. در این خانواده، مشکلات با کمترین هزینه و آسیب حل میشوند. هیچکس انگشتنمای بقیه نیست. این خانواده محصولات متعادلی نیز دارد، تفاوت فرزندان خانواده سالم از زمین تا آسمان نیست.



ویژگیهای خانواده ناسالم
- فکر میکنم لازمست چند مثال بزنید.
مطالعات زیادی اثبات کرده که بین سطح آگاهی و کمالات مادر و آینده خانواده در تمامی ابعاد ارتباط معنادار وجود دارد. به عبارتی، نقش مادر در پیشرفت یا پسرفت خانواده اساسی است. با این وجود هنوز در برخی خانوادهها به ادامه تحصیل دختر حتی تا مقطع دبیرستان اهمیت داده نمیشود. تفکرات منحرفی مانند اینکه فرزندان نباید شاهد ابراز علاقه والدین به هم باشند، جریان عاطفی خانواده را سد میکنند. رابطه صمیمی بین والدین و فرزندان معمولاً وجود ندارد. در بسیاری از موارد فرزندان درددلهای خود را در بیرون از خانواده طرح میکنند. مشارکت در خانوادهدرمانی پایین است زیرا این فرهنگ که همه اعضای خانواده باید به پیشرفت درمان کمک کنند ضعیف است و بسیاری مثالهای دیگر.



درمان را باید از کجا شروع کرد؟
- آقای دکتر پای صحبت فرد مصرف کننده که می نشینیم هرگاه در مورد ترک صحبت میشود در جواب می گوید باید به آخر خط برسم و فلانی تا به پایان راه نرسید پاک نماند. واقعا‍این پایان کجاست؟ آیا فرد حتماً باید تمامی بدبختیها را تجربه کند که به فکر بیافتد؟ براستی نقش درمانگران دراین رابطه چیست؟
این سؤال شما ما را وارد مقوله درمان میکند. بد نیست به مسیر اعتیاد بازگردیم. همانطور که گفته شد از زمانی که فرد به فقدان کنترل یا به عبارتی به شاهعلامت اعتیاد واقف میشود تلاشها برای نجات آغاز میشوند. در واقع فرد حس میکند که دیگر کار از دستش در رفتهاست. با خود و دیگران عهد میبندد، انواع داروها را به توصیه دوستان استفاده میکند. بارها به کمپ میرود، سمزدایی میشود اما آنچه نصیبش میشود به نظر خودش تجربه شکست است.
ما به عنوان درمانگر برای ارزیابی دقیق بیمار و دادن بینش به او به دو نکته اساسی توجه میکنیم؛ یکی میزان جلو رفتن او در مسیر اعتیاد و دیگری سطح آمادگی او برای تغییر. با استفاده از این دستگاه مختصات، به دو عاملی پی میبریم که بیمار در چه فضای فکری و رفتاری قرار دارد. از این پس سعی میکنیم ضمن ایجاد اعتماد، حرکتش به سمت مطلوب را تسهیل کنیم. این اقدام «مصاحبه انگیزشی» نام دارد. هدف آن، روشن نگه داشتن موتور انگیزه در بیمار است. با این وصف دیگر منتظر آزمون و خطای بیمار نخواهیم ماند بلکه اتفاقاً سعی میکنیم با استفاده از نوعی هل دادن روانی از میزان تجربه‌های شکست بکاهیم تا انرژی خانواده و بیمار صرف تلاشهای بیثمر نگردد. پس، خانودهها نباید درمان را در اقداماتی مانند سمزدایی،  متادون درمانی و یا تجویز انواع داروها خلاصه کنند.



- پس با این حساب کلینیکهای درمان اعتیاد تنها برای آخر خطی‌ها نیستند و مشتریان ایستگاه‌های نخست را نیز می‌پذیرند و همچنین به هر نوع اعتیادی باید پاسخگو باشند؟
بله، کار ما همه جانبهتر از آن چیزی است که مردم فکر می‌کنند. ما باید تکیه بر انواع دارو و درمانی را به حداقل رسانده، برنامههای غیردارویی خود را هر چه پربارتر نماییم. در حال حاضر روشن است که مثلا درمان اعتیاد به شیشه با آن وسعت آسیبزایی و یا حشیش از آنجا که اصولا وابستگی روانی دارند تقریباً غیردارویی است. تکلیف انواع رفتارهای اعتیادی مانند کبوتربازی و کار افراطی و ... نیز که از قبل معلوم است.


- به خانواده ها چه کمکهایی می‌توان کرد؟ آنها چگونه می‌توانند به بیمار کمک کنند؟
نقش خانواده در این خصوص اساسی است. باور کنید بسیاری از وخامت‌های اعتیاد ناشی از آگاهی کم خانواده‌ها نسبت به بیماری و نحوه برخورد صحیح با آن است. مردم معمولاً فکر میکنند وقتی کسی مصرفش را کنار می‌گذارد تازه مثل ما آدمهای سالم شده است. کاری که نکرده، مثل ما شده است. چرا او را تشویق کنیم؟ اما از این واقعیت غافلند که برای یک معتاد، مصرف کردن عادیتر از مصرف نکردن است! پس اگر مصرف نکرد کار بسیار مهمی انجام داده است. نکته دیگر اینکه هر گاه کسی با مسیر اعتیاد آشنا شود، میفهمد که در زمان وابستگی روانی، نیاز و اجبار به مصرف در وجود فرد عمیق می‌شود و رفتارها جنبه اتوماتیک می‌گیرند یعنی از چنین فردی در ابتدا نمی‌توان انتظار بیخطا بودن داشت. باید به مغز او فرصت داد تا کاری ناخودآگاه را دوباره تحت کنترل اراده در آورد. 



- آقای دکتر حالا که بحث به اینجا رسید بد نیست در مورد نقش پررنگ روانشناسی و مشاوره اعتیاد و اصولاً اجزاء غیردارویی برنامههای درمانی رایج بیشتر توضیح دهید.
واقعیت این است که انواع درمانهای روانشناختی با وجود اهمیتشان حداقل در زمینه اعتیاد کمتر مورد استقبال بودهاند. همانطور که قبلاً گفتم درمان اعتیاد دو جزء دارد؛ دارویی و غیردارویی. گاهی لازمست که درمان در ابتدا با دارو شروع شود. اما در تمامی موارد بیتوجهی به ابعاد غیر دارویی- فکری، به پایان خوبی نمیرسد. در مسیر بازگشت تا بهبودی، تفکر، مراقبت، پرهیز و در یک کلام تغییر سبک زندگی باعث موفقیت میشود. برای جای جای مسیر بهبودی، برنامههای درمانی خاصی وجود دارند که به فراخور باید با همکاری بیمار انجام شوند. در نهایت بایستی بیمار به مرحله آمادگی برای روبرو شدن با زندگیِ بدون مواد برسد.
او که در دوره اعتیاد تنها با کمک یک ابزار به جنگ زندگی با تمام پیچیدگیهایش میرفت حالا چه باید بکند؟ از این پس او باید مهارتهای زیادی را کسب کند تا بدون کمک مواد و حتی دارو بتواند در زندگی سربلند شود. با این نگاه، داروها نقش تسهیلکننده و مقدمه را خواهند داشت.



- در این خصوص و به منظور روشنتر شدن آموزشها و درمانهای روانشناسی لطفاً چند مثال عینی بزنید.
به عنوان مثال، فردی که مهارت ابراز وجود و برقراری ارتباط صحیح ندارد و همین موضوع شاید یکی از دلایل اعتیادش میباشد بیتردید به برنامه آموزش و تمرین مهارتهای ارتباطی نیاز خواهد داشت. او علاوه بر این شاید به مداخلات دیگری مانند تمرینهای جرأتآموزی ملزم خواهد بود تا مهارت «نه گفتن» را کسب کند. کسی که وارد درمان نگهدارنده شده و متادون مصرف میکند نباید فکر کند در برخورد با هر مشکلی باید مقدار داروی بیشتری مصرف کند. او باید یاد بگیرد که در هر مورد از روش صحیح استفاده کند. اگر خشمگین بود چگونه خشمش را مدیریت کند. اگر در رابطه با مسائل زناشویی مشکل داشت چگونه آنها را حل و فصل کند. این قسم اقدامات، غیردارویی و تمرینی هستند و تا بدست آمدن مهارت سالم باید ادامه یابند.



- آقای دکتر فکر میکنم بهتر است به درمان نگهدارنده با متادون بپردازیم. این چگونه درمانی است؟ گاهی اوقات با توجه به حرفهای زیادی که در مورد متادون میشنویم انسان نگران می شود که نکند این درمان نوعی قانونی کردن اعتیاد است.
متادون یک داروی مخدر است. بخودی خود باعث هیچ توفیقی نیست بلکه نحوه بکارگیری آن و مدیریت درمان کمک کننده خواهد بود. مردم باید بدانند که در این درمان برای دارو هزینه نمیکنند بلکه برای اجزایی پرداخت میکنند که گاهی اصلاً متوجه آنها نیستند. درمان نگهدارنده با متادون که البته با جایگزینی توسط متادون فرق دارد روشی با رویکرد کاهش آسیب اجتماعی است. یعنی با کمک این دارو سعی میشود زهر اعتیاد در زندگی بیمار بیاثر و احتمال آسیب به دیگران نیز به حداقل برسد.



- جایگزینی هم که همین طور است. فرد بجای مواد از متادون استفاده میکند.
شما هنوز توجهتان به رفتار معیوب نیست. ببینید چیزی که در اعتیاد اتفاق میافتد جایگزینی رفتارهای سالم اجتماعی و مهارتهای فردی با رفتاری اعتیادی است. یعنی فرد به جای اینکه مثلاً بدنبال کار بیشتر برای دادن بدهی خود باشد، استرس بدهکاری را با مصرف بیشتر مواد جبران میکند حالا اگر این خلاء با متادون پر شود یعنی هنوز تغییر رفتار صورت نگرفته است.



- پس اعتیاد به متادون چیست؟
متادون یک داروی مخدر است و چنانچه بدون کنترل جایگزین شود همانطور که گفتیم فرد در مسیر اعتیاد به متادون میافتد و کمکم متادونی میشود. اعتیاد به متادون یا قانونیسازی اعتیاد هدف ما نیستند. ما درمان نگهدارنده با متادون میکنیم، برای حصول تغییرات متعدد در زندگی تا توقف کامل هر نوع رفتار اعتیادی. حالا این درمان دارویی است یا غیردارویی؟



- فکر میکنم بیشتر دارویی است.
بله متادون سنگ زیرین این چارچوب درمانی است. ساختار و بدنه این درمان را انواع روشهای غیردارویی که عمدتاً روانشناختی هستند تشکیل میدهند یعنی بیمار و خانواده او. تأکید میکنم بیمار و خانواده سعی میکنند در فرصتی که با استفاده از متادون بوجود آمده در زندگی و رفتارهای خود تجدید نظر کرده آن مسائلی که دلیل اعتیاد بوده یا بخاطر اعتیاد بوجود آمده را حل و فصل نمایند. با پیشرفت خوب درمان، پس از مدتی تمام ضعفهایی که بیمار در زندگی داشت و با مواد پر کرده بود بایستی نه با متادون که با رفتارهای سالم و طبیعی پر شده باشند. از آنجا که متادون در صورت کفایت تنها قادر است مصرف مواد افیونی و شبهافیونی را بیاثر کند، فرد در این درمان بایستی نوعی خویشتنداری نسبت به انواع مواد و داروهای دیگر را در رفتارش اعمال کند یعنی مثلاً شیشه هم مصرف نکند یا به رفتاری مانند ورقبازی افراطی روی نیاورد. متادون کافی برای هر بیمار یک مقدار خاص دارد مثلاً برای یک فرد 40 میلی گرم یا 8 سیسی شربت کافی است برای فرد دیگر شاید بالاتر. پس اینکه گاهی خانواده ها تصور می کنند متادون عامل پاک ماندن است اشتباه است زیرا حتی با وجود متادون نیز بخصوص در ابتدای درمان فرد هنوز به رفتار قبلی گرایش دارد و باید خود را کنترل کند، پس پاکی هنر بیمار است و او شایسته تشویق.


- چرا متادون در این درمان مورد استفاده قرار گرفته است؟
متادون یک داروی صناعی است، اثراتی شبیه مورفین دارد ولی از نظر شیمیایی بکلی متفاوت است چون ماندگاری دارو در بدن طولانی است، خوردن یک مرتبه در روز از آن کافی است و به همین خاطر در بیماران ما نوعی ثبات و آرامش ایجاد میکند. هر چند علاقمندان به اعتیاد از نرمال بودن خوششان نمیآید و بالا و پایین رفتن را ترجیح میدهند! با استفاده از تست مورفین، ادرار بیمارانمان را از نظر ادامه مصرف مواد کنترل میکنیم زیرا متادون تست مورفین را مثبت نمیکند. تعیین دوز کافی متادون یک تصمیم پزشکی است که با کمک بیمار در شرایط صادقانه امکان پذیر است.



- یعنی متادون هیچ ضرری ندارد؟
ما پزشکان بر مسند قضاوت درباره تجویز یا عدم تجویز داروها همواره سبک و سنگین میکنیم. کسی که برایش متادون در نظر گرفته میشود حتماً نخوردن آن و ادامه شرایط اعتیادی برایش مضرتر خواهد بود. متادون جزو دسته داروهای با حداقل عوارض است مثلاً دارویی مانند استامینوفن از نظر آسیب به کبد به مراتب از متادون پرخطرتر است. 



- آقای دکتر! برخی افراد دلسوز نیز گاهی در مورد متادون بدبین هستند و حتی در جلسات انجمن معتادان گمنام به مصرفکنندگان متادون اجازه اعلام پاکی نمیدهند؟
سؤال بسیار خوبی مطرح کردید. مصرفکنندگان متادون دو دسته هستند؛ یک دسته معتادان به متادون که تکلیفشان روشن است. اینها از هر کجا بتوانند متادون تهیه میکنند و به دلیل اینکه معمولاً بیش از حد مجاز مصرف میکنند از نظر رفتاری و فکری شرایط قابل قبولی ندارند. بدیهی است چنین کسانی شایسته اعلام پاکی نیستند. دسته دیگر کسانی هستند که تحت درمان نگهدارنده استاندارد قرار دارند. اینها از نظر رفتاری و فکری کاملاً باثبات هستند و به قوانین درمان احترام میگذارند. به نظر من آنها بایستی مانند بعضی جاهای دنیا اعلام پاکی کنند، زیرا متادون در چنین شرایطی مانعی برای حرکت در مسیر قدمهای انجمن معتادان نیست.
این بیماران اتفاقاً با کمک و راهنماییهای انجمن میتوانند آنقدر از اعتیاد و رفتارهای اعتیادی فاصله بگیرند تا روزی برسد که مختصر وابستگی بدنی آنها به متادون نیز با همکاری تیم درمان قطع شود. اصولاً نباید اعتیاد و درمان را خلاصه کرد در مصرف کردن یا نکردن یک ماده یا یک دارو بلکه با دیدی گشوده به واقعیت اعتیاد میتوان به بیماران بیشتری اجازه بازگشت داد. آیا اشکالی دارد کسی که زمینگیر بوده مدتی با عصا تمرین حرکت کند و در این رهگذر حتی مورد تشویق نیز قرار گیرد؟



- با این حساب بهتر است بگویید که بیماران در انتخاب بهترین درمان، به چه نکاتی باید توجه کنند؟
ببینید من سؤال شما را اینگونه تغییر میدهم که بسته درمانی خوب چه ویژگیهایی دارد؟ اصولاً درمان نسبت به بیمار تعریف میشود یا بهترین نوع درمان از قبل مشخص است؟ برای پاسخ به این سؤال باز به مسیر اعتیاد و به ویژگیهای کلی بیماری برمیگردیم. آیا همه بیماران در این مسیر با یک میزان پیشرفت راهی درمان میشوند؟ آیا همه بیماران از نظر روانی یکسانند؟ از آنجا که بطور کلی بیماری اعتیاد یک بیماری مزمن است و جوانب بسیار مختلفی از زندگی را تحت تأثیر قرار میدهد، برای درمان باید به تمامی این نکات فکر کرد و اهداف درمان برای فرد تعریف شوند. این اهداف جدای از مشکلات او نیستند پس برای طراحی بسته درمانی فرد باید از ابزارهای متعدد و متناسب استفاده کرد و هیچ برنامه یکنواختی در این خصوص وجود ندارد.



- اما به نظر میرسد که برنامه درمانِ نگهدارنده، شکل یکنواخت دارد.
درکلیات با نظر شما موافقم اما در جزئیات خیر. در درمان نگهدارنده باید دستگاه اعتیاد زیر جراحی عمیق دستگاه درمان قرار گیرد، به عبارتی متادون هزینه میشود برای تغییر رفتار نه اینکه متادون سوخت موتور اعتیاد شود. بیمار باید کنترل خود را بازیابد. پس جدیت و گاهی سختگیری لازمست. بیماران نیز باید به درمان و قوانینش احترام بگذارند. اینها امور کلی هستند. اما کلینیکی شایستهتر است که منسجمتر و با برنامهتر برخورد کند و در خدمت تمنیات اعتیادگونه بیمار قرار نگیرد. اقدامات غیردارویی متعدد مانند تستگرفتنهای منظم و جلسات مشاوره جدی گرفته شوند. بیماران موفق هر گونه دغدغه درمانی و یا مشکلات زندگی را با مشاورین خود در میان میگذارند و از آنها جلب کمک میکنند. در تمام این نکات جزئیات فراوانی هست که در مورد بیماران مختلف متغیر خواهند بود. اینها را بگذارید در کنار این واقعیت که فراموشی حتی یک نکته کوچک، گاهی به شکستهای بزرگ میانجامد.



- آیا بیماران این حساسیتها را در نظر میگیرند؟ آیا انتظارات و باورهای آنها با اهدف درمانی همپوشانی دارند؟ چرا گاهی درمان رها میشود؟
دیدگاه بیماران در این خصوص بسته به جایگاه آنها در مسیر اعتیاد متغیر خواهد بود. معتادان تازهکار اصولاً نه طولانی بودن درمان را باور دارند و نه نیازهای غیردارویی را. آنها معمولاً فکر میکنند که کارشان با یک نسخه حل میشود. آنها معمولاً سخت تن به درمان میسپارند زیرا مشکل خود را سخت باور دارند. دسته دوم کسانی هستند که به دلیل شکستهای متوالی، ناامیدی از درمان گریبانشان را گرفته است. در مورد چنین افرادی، اقدامات ما بیشتر متوجه جمعبندی تجربیات، مرور دلایل شکست و سرانجام بستهبندی درمانی است. آنها اگر برای درمان مجدد آماده شوند در بیشتر موارد موفق خواهند شد. دسته آخر کسانی هستند که خودشان به آخر خط رسیدهاند. بزرگترین مشکل آنها این است که تمامی ظرفیتهای زندگی را تباه کرده اند. با وجود آسیبهای زیاد، از هیچ حمایتی برخوردار نیستند. با وجود آمادگی آنها برای هر درمانی، مشکلات متعددی بخصوص از نظر مالی مانع کار خواهد بود.
اینکه چرا گاهی درمان رها میشود دلایل مختلف وجود دارد. اما از مهمترین موارد، فقدان هدفگذاری در درمان، آشنا نبودن بیمار با جغرافیای درمان، بی حوصلگی و ظرفیت پایین بیمار و خانواده، مشارکت پایین خانواده بخصوص در تشویق های متناسب بیمار، ناپختگی و ضعفهای درمانگران، بلندپروازی و غرور بیجای بیمار و جدی نگرفتن انواع اعتیاد توسط بیمار و بسیاری موارد دیگر است.



- آقای دکتر شاخصهای یک درمان موفق و فرد موفق در درمان را بیان کردید. چه زمانی میتوان گفت که درمان به معتاد جواب داده است؟
ما در درمانهای علمی مهمترین هدفمان بازگرداندن کارکرد بیمار است. فعالیت فردی سطوح مختلف دارد. در سطوح پایین، انسان به مسایل مربوط به وجود خود مانند نظافت شخصی و تغذیه توجه دارد. در سطوح بعدی مراودات خانوادگی و اجتماعی قرار دارند. در آخرین سطح نیز اشتغال و تولید اجتماعی. با پیشرفت اعتیاد، کارکردهای فرد به تدریج افت میکنند، مثلاً حتی وعدههای غذایی نیز گاهی فراموش میشوند. با پیشرفت خوب درمان، کمکم کارکردهای فرد برمیگردند. هر چقدر درمان موفقتر باشد زندگی فرد و روابطش رونق بیشتری میگیرد و گرد و غبار اعتیاد از زندگی پاک میشوند.

سوء تغذیه دانش آموزان شهرستان راتهدیدمی کند
سوء تغذیه دانش آموزان شهرستان راتهدیدمی کند

«تغذیه سالم در سلامت انسانها به ویژه دانش آموزان به عنوان سرمایه های انسانی نقش مهمی ایفا می کند.» دکتر عبدالعلی کیانی در جلسه برنامه ریزی و ساماندهی تغذیه سالم با مدیران آموزش و پرورش شهرستان ضمن بیان مطلب فوق افزود: اثرات سوءتغذیه، در ابعاد مختلف دانش آموزان ما را تهدید می کند.

و مشکلات تغذیهای منجر به سوءتغذیه، چاقی یا لاغری، آسیب به سلامت و یادگیری، بروز بیماریهای متابولیک، فشار خون، دیابت، بیماریهای قلبی و عروقی و بیماریهای تنفسی می شود. وی تنها راه حل پیشگیری از سوءتغذیه دانش آموزان را فرهنگسازی و ارتقاء سطح آگاهی دانش آموزان و والدین و مربیان و مدیران دانست.
دکتر کیانی ازمسؤولین شهرستان بخصوص مدیریت آموزش و پرورش خواست تا با برگزاری و تشکیل کلاسهای آموزشی ویژه معلمین، دانش آموزان و والدین در سه مقطع تحصیلی از بروز و افزایش سوءتغذیه در مدارس جلوگیری کنند.
وی افزود: طی یک طرح مطالعاتی استانی در خصوص سلامت تغذیه، شهرستان خمینی شهر در استان جزو رده های پایین این طرح شناخته شده و این زنگ خطری برای همه مسؤولین مربوطه و والدین و دانشآموزان محسوب می شود.
دکتر کیانی در ادامه گفت: همکاری با سپاه ناحیه خمینی شهر برای ارتقاء این فرهنگ در بین مساجد، پایگاههای بسیج و بسیجیان و اداره بهزیستی و کمیته امداد در بین مددجویان تحت پوشش خیلی مؤثر خواهد بود.
وی خاطرنشان کرد: به دلیل تعداد بالای دانش آموزان محروم مخصوصاً در مدارس حاشیه شهر و مناطق مهاجرنشین، کمک خیرین و افراد نیکوکار و مسؤولین شهرستان در جهت اختصاص یک سهمیه غذای سالم امری لازم است. وی در پایان گفت: بر اساسی آمار، سلامت تغذیه دانش آموزان بر اساس طرح مطالعاتی در مقاطع راهنمایی و ابتدایی شهرستان پایین بوده که این امر هشداردهنده است.

با هدفمندی یارانه ها، فاصله طبقاتی کاهش می یابد
در کنفرانس هدفمندی یارانه ها مطرح شد:
با هدفمندی یارانه ها، فاصله طبقاتی کاهش می یابد

كنفرانس هدفمند كردن يارانه‌ها، ضرورت‌ها و راهكارها، چهارشنبه هفته گذشته در سالن همايش‌هاي شهيد آويني دانشگاه آزاد با حضور صاحبنظران، اساتيد و دانشجويان برگزار شد. در اين كنفرانس موضوعاتي از قبيل: راهكارهاي عملي براي اجراي هر چه بهتر قانون، تأثير اجراي قانون يارانه‌ها بر واردات و صادرات، تأثير اجراي قانون هدفمند كردن يارانه‌ها بر رفاه جامعه، توليد داخلي و توزيع درآمد و راهكارهاي عملي براي كاهش تأثيرات منفي اجراي اين قانون برگزار توسط صاحبنظران طرح و بررسي گرديد.

الحاق خمینی شهر به اصفهان در دستور کار مسؤولان استان
الحاق خمینی شهر به اصفهان در دستور کار مسؤولان استان

«آقای استاندار! خمینی‌شهر  به بن‌بست رسیده. این شهر در ابعاد مختلف به بن‌بست رسیده. اگر ما این بن‌بست را باز نکنیم منفجر می‌شود. برای باز کردنش دو راه وجود دارد؛ اول گسترش سرزمینی یعنی ما دیگه جا نداریم. دوم الحاق به اصفهان بشویم. خواسته و مطالبه مسئولان شهرستان براساس نشست‌های مختلف الحاق به اصفهان با دو رویکرد است. یا با حفظ استقلال سیاسی و فرمانداری یا با الحاق کامل.»

بازتاب درمانی در طب سنتی
از طب ایرانی اسلامی تا طب غربی معاصر
بازتاب درمانی در طب سنتی

از جملات معروف سرخپوستان است که میگویند: «پاهای انسان روی زمین راه میرود و بدین صورت روح او به جهان متصل می شود››.

نزدیک به چند سال از زمانی که لئوناردو داوینچی کف پاهای انسان را به همراه جایگاه اعضای بدن بر روی آنها تصویر کرده میگذرد. البته این عقیده که پای انسان جلوهای از کل بدن اوست منحصر به زمان داوینچی نمیشود بلکه هزاران سال قدمت دارد. مجموعه این اعتقادات و استفاده از آنها در بهبود بیماری‌ها یکی از روشهای طب مکمل به نام بازتاب‌درمانی یا رفلکس‌تراپی یا انعکاس‌درمانی را شکل میدهد. دو کشور هند و چین سابقه حدود پنج هزار ساله در این زمینه دارند. مصریان نیز از حدود پنج هزار سال پیش این روش را میشناختهاند و تصاویر نقاشی شدهای از این شیوه درمانی در آثار باستانی وجود دارد. کشورهای غربی تا قرن بیستم با این نوع درمان بیگانه بودند گر چه بعدها کتب مرجع پزشکی، ویلیام فیتز جرالدر (سال 1915 میلادی) را مبدع بازتاب‌درمانی نوین معرفی کردند. (همچنان که بسیاری از مفاخر طب ایرانی بنام پزشکان غربی ثبت و ضبط شده و سرقتهای علمی فراوانی بنام دزدان کتب اصیل طب سنتی ایران زمین مهر شده است مثل آنکه ابن‌نفیس در قرن ششم و در شرح قانون بوعلی سینا گردش خون را توضیح داده ولی در کتب پزشکی نوین، هاروی کاشف گردش خون معرفی میشود.)
روش بازتاب‌درمانی مبین آن است که پاهای انسان جلوهای از کل بدن اوست و با تحریک نقطه خاصی از پاها عملکرد اندام مربوطه بهبود مییابد و در واقع روی پاها مناطقی بازتابی وجود دارد که با بخشهای مختلف بدن تطابق داشتهع با فشار درمانی بر آن مناطق میتوان بهبودی شامل آرامش اعصاب، کاهش انقباضات عروقی و نظایر آنرا فراهم آورد. به عبارت دیگر وقتی بدن به هر نحوی از تعادل خارج شود پیامهای عصبی نقاط مختلف بدن دچار نابسامانی شده و سرعت آنها کاهش مییابد و با اجرای این روش، انسداد این مسیرها رفع شده و با افزایش موادی مثل اندورفینها، احساس سلامتی به شخص برمیگردد.
لازم به ذکر است که مناطق بازتابی پای راست مربوط به اعضای طرف راست بدن و مناطق بازتابی پای چپ مربوط به اعضای سمت چپ بدن است. در کف هر پا 7200 پایانه عصبی وجود دارد و هر قسمتی نماینده عضوی در بدن است البته اینکه هر عضو، نماینده حسی در جای دیگر خصوصاً پوست دارد در پزشکی نوین هم به اثبات رسیده است و البته مناطق مذکور صرفاً مربوط به کف پاها نمیشود بلکه از حدود ده سانتی‌متر بالای قوزک تا کف پا یعنی کف،
کناره‌ها، سپس انگشتان ورودی پا بنا به ضرورت مورد مالش قرار گرفته و با تحریک هر منطقه انرژي‌های دفاعی و شفابخش طبیعی بدن تقویت میشود. مراحل اجرایی این روش بدین نحو است که بیمار روی نیمکت راحت نشسته، کفش و جورابهای خود را در میآورد. درمانگر با نوک انگشتان خود مناطق سخت شده کف پا را پیدا کرده و عضو درگیر بیماری را تشخیص میدهد. سپس بر روی مناطق شناسایی شده ضربه و فشار وارد کرده مالش می دهد. جهت ماساژ باید در راستای حرکت عقربه‌های ساعت باشد و با لمس و مالش نقاط روی پاها، بیمار دردی در اندام مربوطه احساس می کند که این درد می‌تواند مستقیماً در نقاط مورد فشار نیز ظهور یابد و بدین ترتیب طی 10-8 جلسه درمانی، علایم بیماری رفع میشود البته نیاز به تذکر است که اجرای این روش نیاز به تجربه و علم کافی از جزئیات متد درمانی دارد.
از مزایای این روش میتوان به دامنه کاربرد وسیع بیماری و سنی آن اشاره کرد که حتی در نوزادان و افراد سالمند نیز قابل اجراست. از مشترکات این روش درمانی با اصول طب سنتی ایرانی آن است که بیشترین کمک برای بهبود بدن را باید خود بدن ارائه کند. یعنی با افزایش گردش خون به نواحی خاص بدن طی اجرای این روش، جذب مواد مغذی و حذف مواد زاید شدت یافته و همین امر منتج به نتیجه درمانی خواهد شد. این روش با متعادل‌سازی کل بدن، جدای از نقش درمانگری می تواند نقش پیشگیری کننده از بیماری را نیز داشته باشد. به هر حال ثابت شده که انجام این روش به کاهش فشارهای عصبی و استرس‌ها، افزایش عملکرد سیستم ایمنی، رفع بیخوابی، بهبود دردهای استخوانی، درمان یبوست، رفع اختلالات کلیوی و صفراوی، درمان سردردها به ویژه میگرن و ... کمک شایانی مینماید. البته اجرای این روش در ماههای اول بارداری یا زمانی که در پا جراحتی وجود دارد، ممنوع است. بحث آخر آنکه اگر امروزه بخواهیم با دانش محدود بشر هر چه هست و میبینیم را توجیه علمی کنیم و اگر توجیهی برایش نیافتیم آن را رد کنیم قطعاً محکوم به شکست خواهیم بود. باید پذیرفت روشهای درمانی‌اي وجود دارد که با علم امروز نمیتوان توجیهی برایش یافت و زوایای ناپیدا و ناشناختهای برای بشر دارد که در عین حال ارزان، کم‌خطر و بسیار مؤثرتر از روشهای باصطلاح توجیه شده طب غربی است.

شش میليون مترمربع وسعت معابر شهر، هر روز توسط 63 کارگر شهرداری جارو می شود
گفتگو با مسؤول نظافت شهری شهرداری؛
شش میليون مترمربع وسعت معابر شهر، هر روز توسط 63 کارگر شهرداری جارو می شود

پاكيزه نگاهداشتن شهر را مي توان از مهم‌ترين وظايف شهرداريها دانست. وظيفه اي كه هزينه هنگفتي را تحميل ميكند. اما چنانچه شهروندان خود نيز در اين امر احساس مسئوليت كنند مي توان

صفحه 76 از 76