امروزچهارشنبه, 30 آبان 1397-- Wednesday Nov 21 2018

ساعت 09:59:06

آخرین به روز رسانی : جهار شنبه 01:41:27

خمینی شهر چگونه روی آنتن شبکه سراسری سیما رفت؟
خمینی شهر چگونه روی آنتن شبکه سراسری سیما رفت؟

هفته پیش شاهد پخش چند برنامه کوتاه برای معرفی خمینی‌شهر از شبکه یک سیما و در برنامه صبح بخیر ایران بودیم. از آنجایی که خمینی‌شهر با آثار تاریخی و طبیعی بسیار زیاد، هنوز ناشناخته است، این نوع برنامهها می‌تواند بسیار مؤثر واقع شود. متأسفانه قرار گرفتن در کنار اصفهان بر جاذبه‌های گردشگری خمینی‌شهر سایه افکنده و نتوانسته‌ایم آنچنانکه شایسته این شهر تاریخی

این عشق الهی است ...
این عشق الهی است ...

اولین روز از ماه پربركت ذیحجه است؛ از آن روزها که شور و شادی از در و دیوار شهر می‌ریزد، 1429 سال پیش درست در چنین روزی دستان "علی (ع) و فاطمه (س)" به هم گره خورد تا محکم‌ترین پیوند هستی شکل بگیرد و امروز بعد از گذشت آن همه سال؛‌فرمانداری، شهرداری، اداره‌ی فرهنگ و ارشاد اسلامی و حوزه‌های علمیه‌ی خواهران در شهر دست به دست هم داده‌اند تا همایش

یک خرده بنشینید محاسبه نفس بکنید
یک خرده بنشینید محاسبه نفس بکنید

چیزهایی بین مردم خیلی رایج شده، فکر نکنید که جایز است. مردم خیلی پشت سر هم حرف می زنند. خدا نعمت عافیت داده، فرد این ظرف عافیت را می کند ظرف غیبت و معصیت.
وارد خانه می شوی، زندگی خوب، غذای خوب و..... بعد غیبت می کنی؟ این نعمت عافیت را چرا ظرف معصیت می کنی؟ خدا عافیت داده پشت سر مردم صحبت بکنی؟

غلامرضا آبدرشکر
یادی از یادگاران؛
غلامرضا آبدرشکر
معرفی شهدای خمینی شهر
محمد علی کاشی
یادی از یادگاران؛
محمد علی کاشی
معرفی شهدای خمینی شهر
هشدار آیت الله مجتبی تهرانی به 18 ساله ها
هشدار آیت الله مجتبی تهرانی به 18 ساله ها

بحث ما راجع به تربیت بود. عرض کردم که «تربیت» از «غیرت» نشأت گرفته است و به معنای روش رفتاری و گفتاری دادن و گرفتن است. در باب این روش گرفتن و روش دادن به‏طور معمول و غالب چهار محیط است که انسان در آن محیط‏ها ساخته می‏شود، محیط خانوادگی، محیط آموزشی، محیط رفاقتی و محیط شغلی.

حاجی حاجی مکه ...
نجوای «خسی در میقات» با خویشتن خویش؛
حاجی حاجی مکه ...

می‌گفتند چشمت که برای اولین بار به " خانه‌ی کعبه " می‌افتد دل سنگ هم اگر داشته باشی اشک از چشمه‌ی چشمانت به درخشندگی و حیات بخشی زمزم بیرون می‌زند و این جان تشنه‌ی خسته از گناهت را می‌شوید و سیراب می‌کند،

کریمتر از حاتم طایی
حکایت
کریمتر از حاتم طایی

حاتم را پرسیدند که هرگز از خود کریمتر دیده ای؟ گفت: «بلی، روزی در خانه غلامی یتیم فرود آمدم و وی ده گوسفند داشت.فی‌الحال یک گوسفند بکشت و بپخت و پیش من آورد. مرا قطعهای از آن خوش آمد. بخوردم و گفتم: والله این بسی خوش بود! غلام بیرون رفت و یک یک گوسفندان را می کشت و آن موضع را می پخت و پیش من می آورد و من از آن کار غلام با خبر نبودم.

صفحه 274 از 275