امروزيكشنبه, 24 تير 1397-- Sunday Jul 15 2018

ساعت 23:49:52

آخرین به روز رسانی : یک شنبه 23:38:10

 رونمایی، نقد و بررسی نمایشنامه المیرا
به مناسبت هفته کتاب و کتابخوانی برگزار شد:
رونمایی، نقد و بررسی نمایشنامه المیرا

آیین رونمایی و نقد و بررسی کتاب نمایشنامۀ «المیرا» ۲۲ آبان ماه در سالن آنفی تئاتر کتابخانۀ الغدیر به همت نهاد کتابخانه های خمینی شهر و همکاری انجمن نمایش شهرستان برگزار شد.

به گزارش خبرنگار فرصت آنلاین ، این کتاب «المیرا» توسط انتشارات گفتمان اندیشه معاصر در 1000 شماره منتشر گردیده است. مصطفی جعفری در این نشست در مورد شکل گیری این نمایشنامه گفت: برای من خیلی جای سوال بود که از ابر روایت ها و اساطیر یونانی چطور می شود استفاده کرد و این روایت ها را به جامعه امروزی بسط داد. وی در همین راستا افزود: اتفاق بدی که امروزه در جامعه ایران شاهد آن هستیم این است که کل بار فاجعه یک اعدام بر روی دوش خانواده صاحب دم است. اگر ببخشد ممکن است مورد سرزنش جامعه قرار بگیرد و اگر نبخشد خود در مقام قاتل است.
مصطفی جعفری خوزانی با اشاره به داستان نمایشنامه که برگرفته از نمایش الکترا است، گفت: این اثر روایتگر داستان دختری است که پدر او توسط مادرش به قتل رسیده و او نمی داند که بین قصاص و برقراری عدالت و جان مادرش کدام راه را انتخاب کند. در واقع او در این وضعیت خود را شبیه الکترای یونان می بیند.
وی افزود: درست است که هنر تئاتر تا زمانی زنده است که روی صحنه می رود، بنده نیز این نمایشنامه را برای اولین بار روی صحنه اجرا کرده بودم اما به خاطر این که قصۀ منسجمی داشت و خاطرۀ ضعیفی از اجرای آن در ذهن تئاتر اصفهان مانده بود تصمیم گرفتم آن را در قالب کتاب چاپ کنم تا به نوعی دیگر آن را زنده کرده باشم.
در ادامه برنامه بعد از بخش میان پرده ای از این نمایش، جلسه با پرسش و پاسخ بین نویسنده اثر و نوراله لک یکی از نویسندگان و کارگردانان تئاتر خمینی شهر، در مورد المیرا ادامه یافت.
جعفری در پاسخ آقای لک که ایده یک نمایش چگونه به ذهن یک نویسنده خطور و پرورش پیدا می کند تا به یک متن نمایشی تبدیل شود؟ گفت: قاعدتا هر چیزی می تواند الهام بخش یک نویسنده برای خلق یک اثر باشد. چیزی که این سالها خیلی ذهن مرا به خود مشغول کرده نارسایی های اجتماعی است. نمایشنامه های من بیشتر تحلیل انسان هاییست که با این بحران ها مواجه هستند.
آقای لک در بخشی از صحبت های خود ضمن انتقاد به عدم حضور مسئولین اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان به عنوان متولیان فرهنگ شهر در این جلسه و جلساتی از این دست، گفت: مگر خمینی شهر چند نویسنده در حوزه نمایشنامه نویسی دارد؟ و چه تعداد از این نمایشنامه ها به چاپ رسیده است؟ نبود این عزیزان در این جلسات سوال برانگیز است.
این گفتگو بین این دو نویسنده تا پایان جلسه ادامه یافت.
گفتنیست الکترا نام نمایشنامه ‌ای تراژدی از تراژدی ‌نویس بنام یونانی سوفوکل می باشد که در چندین سال پیش از میلاد نوشته شده‌ است و داستان انتقام گیری الکترا و برادرش اورستس از مادرشان کلوتایمنسترا و پدرخوانده ‌شان آیگیستوس به خاطر کشتن پدرشان آگاممنون را روایت می‌ کند.

نامه بیش از هزار دانش آموز خمینی شهری به رئیس جمهور
پویش دانش آموزی در دهه هفتاد
نامه بیش از هزار دانش آموز خمینی شهری به رئیس جمهور

در لا به لای صدها عنوان متنوعی که در فهرست کتاب هزار سال خمینی شهر جای گرفته عنوانی به چشم می خورد که خواننده را به خواندن مطلب ترغیب می کند: "نامه دانش آموزان خمینی شهر به رئیس جمهور". کتاب را ورق می زنم تا به صفحه 84 می رسم. طبق آنچه در بالای این صفحه به چاپ رسیده، ماجرا از این قرار بوده است:
"در سال 1370 علی اکبر اشعری معاون وقت وزیر ارشاد در پاسخ نامه نگاری صدها دانش آموز شهر به دفتر رئیس جمهور از کتابخانه عمومی (الغدیر فعلی) که سردرش خراب شده بود، سقفش ریخته بود و کتاب هایش کهنه و فرسوده بود، بازدید کرد. وی در جلسه ای با حضور دکتر فضل الله صلواتی، آیت الله احمدی نماینده و امام جمعه وقت، فرماندار و شهردار وقت در مسجد هاشمیه شرکت نمود. اشعری از طرف وزارت ارشاد 50 درصد از هزینه ساخت کتابخانه عمومی را تقبل کرد و نجفی شهردار وقت نیز 50 درصد بقیه را پذیرفت و به این ترتیب کتابخانه عمومی واقع در خیابان شهید صدوقی تخریب و ساختمان جدیدی جای آن احداث شد."
برای اطلاع از جزییات این اتفاق بزرگ فرهنگی که به دست دانش آموزان آن مقطع زمانی رقم خورد پرسان پرسان رفتیم تا به کسی که مدیریت این طرح را به عهده داشته و از نوشتن نامه ها تا تکمیل ساختمان کتابخانه الغدیر نقش آفرینی کرده، رسیدیم و در فرهنگسرای بعثت پای صحبت های وی یعنی دکتر محمدرضا عشقی نشستیم.


چرا دانش آموزان خمینی شهری به رئیس جمهور نامه نوشتند؟
25 سال از تاسیس کتابخانه عمومی همایونشهر می گذشت. سردر کتابخانه تخریب شده بود و سقف برای فروریختن آماده بود. کتاب های فرسوده و پاره پوره این تنها کتابخانه شهر هم که داستان خودش را داشت. انجمن عمومی کتابخانه ها متشکل از مسئولان دستگاه های دولتی و چهار عضو به نمایندگی از شهروندان به نام های محمدرضا عشقی، مجید زهتاب، علی آقامحمدی و اصغر فخاری بر آن شدند تا یا کتابخانه عمومی شهر را بازسازی کنند یا کتابخانه ای در نقطه ای دیگر از شهر بنا نمایند. گام اول برای اجرای این طرح تامین اعتبار بود. دکتر عشقی دراینباره می گوید: "دو میلیون تومان جمع کردیم. حالا وقت آن بود که مکانی را جانمایی کنیم. در نقطه ای از شهر مکانی را نشان کردیم و به سراغِ یکی از بزرگان محل رفتیم و گفتیم که بنا داریم کتابخانه ای راه بیندازیم و نیاز به حمایت داریم. متاسفانه هیچگونه حمایتی صورت نگرفت تا اینکه قرعه فال به نام مسجد هاشمیه خورد و از قضا آقای احمد بدیعی امام جماعت این مسجد از طرح بسیار استقبال کرد و قول همکاری داد."
طبقه فوقانی مسجد هاشمیه تبدیل به کتابخانه ای شکیل و زیبا شد و 1500 جلد کتاب، قفسه هایش را مزین کرد. زمانی گذشت و نمایندگان مردم در انجمن عمومی کتابخانه ها لازم دیدند فکری به حال کتابخانه عمومی شهر بکنند.


طرحی نو دراندازیم
دکتر عشقی که خود از دبیران ادبیات دبیرستان های شهر بود دبیران ادبیات را گرد آورد و دور هم طرحی ریختند که طی آن دانش آموزان شهر را به واکنش وادارند.
عشقی دراینباره می گوید: "از همه دانش آموزان سال سوم و چهارم دبیرستان خواستیم نامه ای به رئیس جمهور بنویسند و از وضعیت فرهنگی شهر به ویژه کتابخانه عمومی گلایه کنند. قرار بر این شد که هر دانش آموزی که نامه را نوشت و رسید پست سفارشی را به ما تحویل داد نمره انشای ثلث دومش 20 بشود."
هزار و 50 دانش آموز از این طرح استقبال کردند و رسیدهای پست سفارشی یکی بعد از دیگری سرازیر شد و آقای عشقی همه رسیدها را بار کرد و برد پیش فرماندار لطفی و گفت در جریان باشید که دانش آموزان ما چنین حرکتی را انجام داده اند.
مدیرعامل فرهنگسرای بعثت می گوید: "سه هفته از آن ماجرا گذشته بود و بنده در یکی از کلاس های هنرستان شهید رجایی مشغول تدریس بودم که آقای فضل الله کریمی مدیر هنرستان صدایم کرد و گفت که دو نفر سوار بر یک ماشین بلیزر آمده اند سراغت. جزایری نامی بود از نهاد ریاست جمهوری که همراه با معاون فرماندار آمده بودند برای بازدید از کتابخانه عمومی شهر."
نامه ها کار خودش را کرده بود و رئیس جمهور نماینده اش را برای بررسی صحت و سقم موضوع فرستاده بود خمینی شهر. جزایری با مشاهده وضعیت اسفبار ساختمان و کتاب های پاره پوره، بسیار شگفت زده شده بود که این کتابخانه عمومی شهری با این جمعیت است؟!
وی می گوید: " جزایری باور نمی کرد که اینجا کتابخانه عمومی خمینی شهر باشد تا اینکه آقای غفاری به عنوان کتابدار این کتابخانه مهر کتاب ها را نشانش داد. بعد هم به او گفت که صبح ها در کتابخانه هستم و عصرها بقالی می کنم. بعد از بازدید جلسه ای در فرمانداری برگزار کردیم و او رفت تا گزارش بازدیدش را برای نهاد ببرد."
زمان زیادی نمی گذرد که گزارش بازدید کار خودش را می کند و نماینده ویژه وزیر فرهنگ و ارشاد با دست پر به خمینی شهر می آید و متعهد می شود هزینه ساخت نیمی از ساختمان کتابخانه عمومی را بپردازد.
دکتر عشقی می گوید: " هنوز یک ماه از بازدید جزایری نگذشته بود که اشعری از وزارت فرهنگ و ارشاد به خمینی شهر آمد. جلسه ای با حضور مسئولان شهر از جمله آیت الله احمدی امام جمعه و نماینده مجلس، فرماندار لطفی، شهردار نجفی، دکتر صلواتی، حاج آقا نورالله جبل عاملی و... در مسجد هاشمیه برگزار کردیم. اشعری در این نشست گفت که رئیس جمهور از این وضع اسفناک بسیار ناراحت شده و نامه تندی به وزارتخانه نوشته است. او گفت که 50 درصد ساختمان با ما و بقیه با خودتان، در این جمع کسی پیدا می شود نصف دیگر هزینه ساخت را تقبل کند؟
من به شهردار نجفی گفتم اگر هیچکس پا پیش نگذارد آبروی شهرمان می رود شما اینجا اعلام آمادگی کن برای ساخت نصف دیگر ساختمان تا ببینیم چه پیش می آید. شهردار هم اعلام کرد که نصف دیگرش با شهرداری.
آن زمان استفاده از کامپیوتر هنوز باب نشده بود و تازگی داشت اما اشعری ذیل همان تعهدنامه ای که برای پرداخت بهای ساختمان نوشته بود، قید کرد که 12 دستگاه کامپیوتر هم به این کتابخانه تعلق بگیرد. نامه اشعری را که بردیم اداره کل ارشاد، کلی عصبانی شدند که از کجا بیاوریم اینقدر برای خمینی شهر هزینه کنیم؟ اما دستور وزیر بود و باید اجرا می شد."


فلک را سقف بشکافیم
وی می افزاید: "مدتی گذشت یک روز رفتم سراغ شهردار و گفتم از قدیم گفته اند تا خراب نشود آباد نمی شود. باید این ساختمان را تخریب کنیم تا بنای ساختش گذاشته شود. مکانی در بلوار آیت الله طالقانی اجاره کردیم و کتاب ها را به آنجا منتقل نمودیم و ساختمان را تخریب کردیم و رفتیم سراغ اداره کل ارشاد که اینجا تخریب شده و بیایید نقشه بکشید آمدند نقشه را کشیدند و عملیات ساخت آغاز شد."

جانباز سر افراز، سردار صمدی به همرزمان شهیدش پیوست.
جانباز سر افراز، سردار صمدی به همرزمان شهیدش پیوست.

سردار صمدی جانبازدفاع مقدس پس از31 سال تحمل درد و رنج مجروحیت به همرزمان شهیدش پیوست. به گزارش فرصت آنلاین پیکراین شهید که از فرماندهان گردان حضرت رسول (ص) بود ، از میدان امام خمینی (ره) درچه به سمت گلزار شهدای دینان تشییع و به خاک سپرده شد.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی درچه نیوز: سردار حسن صمدی فرمانده یکی از گروهانهای گردان حضرت رسول( ص) لشکرامام حسین در سالهای دفاع مقدس بود.
شهید سر افراز صمدی از سال ۱۳۶۵ تاکنون بامجروحیت ریه ها وقطع نخاع وتحمل درد ورنج ناشی از مجروحیت در تاریخ 20آبان 1396 برای همیشه بدن خسته از مجروحیتش آرام گرفت.
به مناسبت شهادت جانباز شیمیایی حاج حسن صمدی روایت خواندنی از یکی از همرزمان آن شهید را مرور می کنیم.
ساعت ۹ صبح ۲۱ دی ماه سال ۱۳۶۵ دژآب گرفتگی شلمچه ؛
پشت دژ آبگرفتگی مملو از رزمندگان اسلام بود که در این لحظه صدای بلند هواپیماهای جنگی به کوش رسید.
فرصتی نبود که ببینیم هواپیما از کدام سمت می آید و صدای شیرجه هواپیماهای عراقی هرلحظه بیشتر می شد و رزمندگان هر کجا بودند سریع سنگر گرفتند.
صدای شلیک و سوت راکت های هواپیما به گوش رسید و بعد صدای چند انفجار شدید آمد! که دودسفید و بوی سیر فضای منطقه فراگرفت.
بر اثر اصابت ترکش راکت تعدادی از رزمندگان شهید و مجروح شدند و درهمین لحظه رزمندگان گردان حضرت رسول( ص) لشکر امام حسین(ع) به منطقه رسیدن و برای رفتن به اسکله و اعزام به خط آماده بودند و فرماندهان این گردان هیچ اطلاعی از بمباران شیمیایی وآلوده بودن منطقه نداشتند.
رزمندگان گردان حضرت رسول (ص) که بیشترشان از بچه€Œهای درچه بودند دچار مسمومیت شیمیایی شدند وبه ارژانس بهداری منتقل گردیدند.
حسن صمدی فرمانده یکی گروهانهای گردان حضرت رسول( ص) لشکر امام حسین (ع) بود که دچارمسمومیت شیمیایی دشمن شد وتحت درمان بود و در ادامه عملیات کربلای ۵ براثر اصابت ترکش خمپاره دچار آ سیب قطع نخاع شد.

خانه ای درخمینی شهر وقف ساخت مجموعه فرهنگی، مذهبی شد
خانه ای درخمینی شهر وقف ساخت مجموعه فرهنگی، مذهبی شد

هفتمین وقف جدید درسامانه جامع موقوفات و بقاع متبرکه اداره اوقاف و امورخیریه شهرستان خمینی شهربه ثبت رسید . به گزارش فرصت آنلاین به نقل از اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان این موقوفه یک باب منزل مسکونی برای ساخت مجموعه فرهنگی، مذهبی حضرت زهرا(س) است که توسط ورثه مرحوم سید هادی نوربخش اختصاص یافته است. براساس این گزارش موقوفه مذکور جنب مسجد صاحب الزمان(عج) خیابان قائمیه خمینی شهر611 متر مربع مساحت و ارزشی بالغ بر 3 میلیارد ریال دارد .

فراخوان بیست و ششمین اجلاس سراسری نماز با عنوان نماز و فضای مجازی
فراخوان بیست و ششمین اجلاس سراسری نماز با عنوان نماز و فضای مجازی

محورها و موضوعات:

 

  • تولید محتوای نماز برگرفته از آیات و روایات:

آثار نمایشی (پویانمایی، موشن گرافیک، رئال، گیف)، طرح های گرافیکی (تابلو مقاله، پوستر، اینفوگرافیک)، پادکست های صوتی، استیکرهای نمازی

 

  • تولید نرم افزاهای تلفن همراه و رایانه ای:

بازی و سرگرمی، فرهنگی و آموزشی، چند رسانه ای

 

  • توزیع و نشر محتواهای نمازی:

شبکه سازی موضوع نماز در شبکه های اجتماعی در بین اشخاص حقیقی و حقوقی (وب گاه ها و نرم افزارهای تعاملی تلفن همراه)، نشر محتواهای نمازی از طریق ساخت وب سایت های تخصصی نماز، ایجاد کاانل ها و گروه های تخصصی نماز در نرم افزارهای پیام رسان تلفن همراه، اشتراک گذاری و باز نشر محتوای نمازی در وب گاه ها و شبکه های اجتمای تحت وب و نرم افزارهای تعاملی تلفن همراه

 

  • ایده ها و تجربیات موفق نمازی

 

  • مهلت ثبت نام و شرک در فراخوان: تا سی ام آبان ماه سال 1396

 

  • نحوه ارسال آثار: ثبت نام و ارسال از طریق سامانه www.namazportal.ir

 

  • زمان اعلام نتایج: دهم آذرماه 1396 از طریق سایت ستاد اقامه نماز

 

  • جوایز و هدایا: به آثار برگزیده در هر موضوع از محورهای فرواخوان که ربته های اول تا سوم را کسب نمایند هدایای نقدی به همراه لوح تقدیر تقدیم خواهد شد.

 

  • دبیرخانه اجلاس: تهران، خیابان انقلاب، خیابان قدس، نبش خیابان ایتالیا، پلاک 98، ستاد مرکزی اقامه نماز، دبیرخانه دائمی اجلاس های سراسری نماز، کد پستی: 1417743181 ، تلفن: 88995883 – 88995878 -021 سامانه پیام کوتاه دبیرخانه اجلاس: 30008628 ، پایگاه اطلاع رسانی ستاد اقامه نماز کشور:  www.namaz.ir

         کانال رسمی در تلگرام: t.me/ namaz_ir

         صفحه رسمی اجلاس در اینستاگرام: www.instagram.com / ejhas26

سوگواره ادبی هنری مقام صبر
به همت سازمان رفاهی تفریحی شهرداری خمینی شهر برگزار شد:
سوگواره ادبی هنری مقام صبر

در آستانه سالروز اربعین حسینی سومین سوگواره ادبی هنری مقام صبر با حضور شاعران و هنرمندان و جمعی از مسوولین شهرستان در 10 آبان ماه سالن بصیرت شهرداری برگزارشد.
به گزارش خبرنگار فرصت، این برنامه با تلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید و سرود ملی ایران شروع شد و با اجرای چند قطعه ادامه یافت.
در این سوگواره شاعران آیینی شهرستان و شاعران میهمان استانی به شعرخوانی پرداختند.


شهردار حاج حیدری در بخشی از برنامه طی بیاناتی ضمن عرض تسلیت به مناسبت ایام سوگواری اربعین حسینی خطاب به هنرمندان و شاعران شهر گفت: شهر ما به شما احتیاج دارد و نیاز است که شما وارد عرصه های فرهنگی شهر شوید. با توجه به شرایط شهر حضور شما می تواند در ارتقا سطح فرهنگ عمومی تاثیرگذار باشد. وی در ادامه افزود: تلاش ما بر این است که بسترها را برای شما فراهم سازیم. حاج حیدری با اشاره به فعالیت کیمسیون فرهنگی شورای شهر و تلاش آقای لطفی به عنوان ریاست این کمیسیون از همه هنرمندان و شاعران شهر دعوت به همکاری نمود.


همچنین به کیفیت و محتوای هنری و فرهنگی این برنامه اشاره نمود و گفت: ما با برگزاری این گونه برنامه ها درسطح شهر می توانیم از به انحراف کشیده شدن جوانان جلوگیری کنیم. شهردار در پایان نوید داد: در آینده نزدیک از شاعران و هنرمندان شهر دعوت خواهد شد و امکانات شهر در اختیار آنها قرار خواهد گرفت تا بتوانیم برای ساختن شهری آباد و با فرهنگ دست به دست یکدیگر دهیم.


همچنین در بخشی از برنامه نمایش «نذری» کاری ازگروه چهرک به نویسندگی مصطفی جعفری خوزانی وکارگردانی علیرضا آقائی وبازیگری سبحان حاجی هاشمی و پدرام پورپرورش اجرا شد. دکورصحنه این برنامه کاری از سید ابوالفضل مرتضوی، رضالک وآقای هارونی از اعضای اعضای گروه چهرک بود.
علیرضا آقایی در مورد این نمایش به خبرنگار فرصت گفت: در این نمایش جوانی سیاهپوش نذر می کند به عزادارن خدمت کند تا قسمت او بشود وبه زیارت امام حسین برود، در حین تقسیم نذورات ، پسر بچه ای یتیمی که شغلش جمع آوری پسماند است برای دریافت نذری می آید، او چند بسته نذری می خواهد، مرد جوان از کوره در رفته سیلی به صورت پسر می زند، این آغاز منازعه هر دو است. جوان عصبی شده می گوید برو بگو عمویت بیاید تا پنجه در پنجه او بیاندازم. پسر می گوید نمی توانی چراکه عموی من دست ندارد او دستهای خود را داده و یک جفت بال گرفته است .


متوجه می شویم عموی او حضرت عباس(ع) است که به خوابش می آید. جوان نیز متحول و شرمنده می شود.
همچنین در کنار برنامه نمایشگاه عکسی از آثارعکاسان شهر با موضوع عاشورا و محرم برگزار شده بود که در پایان برنامه از شاعران و عکاسان این مجموعه تقدیر و تجلیل به عمل آمد.
گفتیست اجرای این برنامه برعهدی نسیم روشنمهر و اجرای پیانو با هنرمندی حجت اعلائی از هنرمندان شهر بود.

 

عکس های این آیین در بخش گزارش تصویری سایت قابل مشاهده است.

کلک زبان بریده "پیمان" ...
گفتگو با پژوهشگر شعر پارسی؛ حمیدرضا ایران نژاد در رابطه با "پیمان" شاعر عدالت طلب عصر قاجار؛
کلک زبان بریده "پیمان" ...

به دنبال انتشار گزارشی راجع به "پیمان" شاعر عدالت طلب دوران قاجار که در راه دفاع از حقوق کشاورزان منطقه بابافضلگاه تا دربار فتحعلیشاه رفت و به دستور این پادشاه زبانش بریده شد، در نشریه و سایت فرصت، برای دستیابی به اطلاعات بیشتر و دقیقتر از وی به سراغ حمیدرضا ایران نژاد؛ مولف فرهنگ 10 جلدی شاعران پارسی گوی رفتیم و تنها دفتر شعر به جا مانده از پیمان را در اختیارش گذاشتیم. وی پس از مطالعه ای یک ساعته روی این اشعار به سوالات فرصت پاسخ گفت. حاصل این گفتگو را با هم می خوانیم:


شما در جریان پژوهش هایتان به نام "پیمان" برخورده اید؟
بنده احوال شاعران ایران و جهان را تا سال 1290 خورشیدی (1330 قمری) بررسی کرده ام و حداقل 20 تذکره نامه از شاعران دوران قاجار را به دقت خوانده ام، نام "پیمان" را به عنوان یکی از شاعران قرن 13 دکتر خیام پور در جلد یک فرهنگ سخنوران به نقل از "ثمر نایینی" آورده است. تذکره خطی ثمر نایینی در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.


شاعران سدهی همدوره با پیمان چقدر مطرح هستند؟
سروش سدهی مطرح ترین شاعری است که تقریبا با پیمان همدوره بوده. وی تا شمس الشعرایی ناصر الدین شاه هم پیش می رود. بعد از آن هم شیوا را داریم که شاعر عصر مشروطه است و احوال و اشعارش در غالب تذکره دیده می شود. یکی از سوالاتی که راجع به پیمان پیش می آید این است که آیا رابطه و مراوده ای میان او و سروش بوده است یا خیر؟


شاعران سدهی پیش از قاجار چطور؟ آنها چقدر مطرح هستند؟
میرزاطاهر نصرآبادی شعرای سدهی دوران صفوی را در تذکره نصرآبادی معرفی کرده است اما یکی از نکات کلیدی در سیر شعر خمینی شهر این است که چرا ما پیش از قرن 11 هیچ شاعری نداریم؟ در هیچ تذکره ای نامی از شعرای سدهی قبل از صفویه نیامده است و این نشان می دهد که پیش از قرن 11 ظاهرا یک گسست ادبی در سده داشته ایم.


البته به استثنای مافروخی شاعر قرن پنجم و نویسنده کتاب محاسن اصفهان، درست است؟
بنده شخصا هنوز هیچ مدرکی مبنی بر اینکه مافروخی از اهالی سده باشد پیدا نکرده ام.


به موضوع فعلی مان برگردیم، عدالت طلبی و شاعری پیمان برای ما محرز شده است پس علت گمنامی وی چه می تواند باشد؟
ممکن است به بی توجهی تذکره نویسان مربوط بشود. در بسیاری موارد دیده شده که تذکره نویس ها و یا کاتبان به دلایلی مثل ناتوانی در خواندن دستخط شاعر به اشتباه افتاده اند مثلا شاعری داریم که در هر تذکره ای به یک نام معرفی شده است. یک جا "جناب خوزانی" جای دیگر "حباب خوزانی"، در تذکره ای دیگر "جناب جوزانی" جایی دیگر "حباب جوزانی" و جاهای دیگر "جناب خورانی"، "حباب اصفهانی" و...


منظورتان این است که برای پیدا کردن نام "پیمان" به جز پیمان باید دنبال کلمات مشابه هم بگردیم؟
بله کلماتی مثل "پنهان"، "بیجان" و...
البته اشتباهات دیگری هم ممکن است پیش بیاید مثلا سروش اهل فروشان بوده ولی همه جا نوشته اند سروش اصفهانی. چرا؟ چون معمولا از نظر تذکره نویس ها شهرهای کوچک اهمیتی نداشته و معمولا نامی از آن نمی برده اند. تذکره نصر آبادی یکی از معدود تذکره هاییست که به جزییات توجه کرده و اطلاعات شاعران را به طور کامل آورده است.
یا مثلا "فارغای لاهوری" که نامش در تذکره های هندی به چشم می خورد همان "فارغای فروشانی" خودمان است منتهی تذکره نویس چون او را در هند دیده گمان می برد که اهل آنجاست و می نویسد فارغای لاهوری.


در میان اشعار پیمان هم مدح فتحعلیشاه را می بینیم هم محمدعلی میرزا را و این در حالی است که میان دوره های زندگی این دو پادشاه قاجاری سال ها فاصله بوده است، چگونه می شود دوره زندگی پیمان را مشخص کرد؟
تاریخی که کنار یکی از اشعار پیمان نوشته شده سال 1247 هجری قمری را نشان می دهد که به سال های آخر حکومت فتحعلیشاه اشاره دارد و احتمالا محمدعلی میرزا باید زاییده یک اشتباه از جانب شاعر یا منشی اش باشد و منظور در اصل محمد میرزا ولیعهد فتحعلیشاه است.
ثبت اسم پیمان به عنوان شاعر در تذکره "ثمر" نیز یکی دیگر از شواهدی که نشان می دهد پیمان پیش از مشروطه
می زیسته چراکه "ثمر" خود پیش از مشروطه زندگی می کرده است.


گفتن مدح پادشاهان با روحیه عدالت طلبی و مردم داری پیمان در تناقض است، چطور می شود این تناقض را توجیه کرد؟
نباید سرودن چند شعر در مدح اصحاب قدرت ما را راجع به شعرا به اشتباه بیندازد. شعرا در تمام طول تاریخ تمایل داشته اند به منابع قدرت و همچنین بزرگان دینی نزدیک شوند و این همواره یک ارتباط دوسویه بوده است یعنی بزرگان نیز معمولا طرفدار شعر و شاعری بوده اند. مثلا تذکره ای داریم تحت عنوان مآثر الباقریه که به معرفی شاعرانی
می پردازد که در مدح سیدمحمدباقر شفتی (از فقهای صاحب نفوذ اصفهان، سازنده مسجد سید و معاصر با فتحعلیشاه) شعر سروده اند.


وجود کلمات لکنت دار در برخی اشعار پیمان به بریدگی زبانش اشاره دارد یا شاعر به عنوان ابزاری برای اعتراض به حکمی که پادشاه برایش صادر کرده از آن استفاده کرده است؟ به عنوان مثال می گوید: تو ربایی ز ز مردم دِ دِ دل آسان سان / لیک جان بردن مردم ز غمت مشکل کل/ بسکه خو خونِ دل از مژ مژه ها می بارم / شده رو روی زمین آب سرشکم گِل گِل...
این سبک شعر سرودن که به آن "الکن" می گویند در اشعار دیگر شاعران نیز دیده می شود و بیشتر ابزار هنرنمایی شاعر است بنابراین ربطی به بریدگی زبانش ندارد چراکه بریدن بخشی از زبان باعث می شود که شخص مخارج برخی حروف را از دست بدهد نه اینکه دچار لکنت بشود.


یکی دیگر از نکات قابل توجه در دیوان پیمان خط شکسته نستعلیق زیبای اوست، نظرتان دراینباره چیست؟
در این دفتر دو نوع خط مشاهده می شود یکی خطی خوش و خوانا که همراه با حاشیه گذاری و ستون بندی صفحه است و دیگری خطی که نشان از عجله در نوشتن شعر دارد. معلوم نیست که این خط خوش از خود شاعر است و یا منشی او.


نظرتان این است که پیمان منشی داشته است؟
بله ممکن است خودش خط خوبی نداشته یا سواد نوشتاری نداشته و یا چون شخصیت صاحب نفوذ و متمولی بوده برای خودش منشی استخدام کرده باشد.


در سرگذشت بزرگانی مثل پیمان چقدر می توان به آنچه نوادگان وی و همچنین قدیمی های محل می گویند اطمینان و اکتفا کرد؟
آنچه سینه به سینه نقل می شود البته در جای خودش بسیار ارزشمند است اما این شنیده ها از آن جهت که ممکن است در طول زمان دستخوش تغییراتی شده باشد به تنهایی نمی تواند منتج به نتیجه شود و در چنین مواقعی تلاش برای دستیابی به اسناد مکتوب لازم می نماید. به نظرم برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر و کامل تر از افرادی مثل پیمان می توان یک فراخوان منتشر کرد و از هر کس که سندی دارد دعوت نمود تا آن را ارائه بدهد. یکی دیگر از روش ها این است که در لابه لای اشعار و آثار، نام ها، تاریخ ها و نکاتی را که می تواند نشان دهنده زمان خاص، مکان خاص یا شخص خاصی باشد، جستجو کرد.


شما به جز "سال 1247" به نشان دیگری در میان اشعار دست پیدا کردید؟
بله مثلا شعری در یکی از صفحات کتابش دیدم که ظاهرا به ازدواج فرزندش اشاره دارد و با زبان شعر زمان عقد ازدواج را با یک ماده تاریخ بیانکرده است که باید از طریق حروف ابجد به آن پی برد:
... از بهر ماهپاره خود عقد مهر بست / تا در جهان به مهر فتد ماه را فزان
پیمان برای سال زفافش ز پیر عقل / تاریخ جست و گفت که بنویس ای فلان


شاعری داریم به نام یا تخلص "پریشان" که در تذکره مدایح الحسینیه به عنوان برادر پیمان معرفی شده است، شما راجع به این شاعر اطلاعی دارید؟

تنها جایی که به اسم این شاعر برخوردم در مقدمه دیوان واله اصفهانی بود که از او به نام "محمدصادق پریشان خوزانی" یاد شده بود. در این مطلب البته به پیمان نیز اشاره شده و از او تحت عنوان "میرزاعلی اکبر پیمان ماربینی" یاد شده است. تکلیف پیمان که مشخص است و بر ما روشن شده که پسوند اصلی وی فروشانی بوده اما اینکه می گویید در تذکره مدایح الحسینیه پریشان به عنوان برادر پیمان معرفی شده جای تامل و تحقیق بیشتری دارد. شاید نزدیکی زمان تالیف تذکره مدایح الحسینیه به دوره زندگانی پریشان بتواند دلیل قابل قبولی بر تایید برادری این دو شاعر باشد. شاید هم دو شاعر به نام پریشان داریم که یکی از اهالی خوزان است و دیگری برادر پیمان.

 نکوداشت مردمی دکتر میرحامد حسین سیادت برگزار شد
نکوداشت مردمی دکتر میرحامد حسین سیادت برگزار شد

 مراسم نکوداشت دکتر میرحامد حسین سیادت «پدر طب عفونی ایران» در خانه پدری وی واقع در خیابان 17 شهریور به همت فرهنگسرای بعثت و با همکاری شهرداری برگزار شد.
به گزارش خبرنگار فرصت آنلاین، در این مراسم دکتر یقینی که از پزشکان حاذق داروسازی استان و کشور است و مجموعه 5 جلدی «تاریخچه داروسازی استان اصفهان» را به رشته تحریر درآورده، به تشریح زوایای مختلف زندگی پدر طب عفونی ایران پرداخت. همچنین محمدعلی شاهین یکی از محققین تاریخ شهر و نویسنده کتاب «هزار سال خمینی شهر» در رابطه با خاندان سیادت به ویژه دکتر میرحامدحسین و خدماتی که وی به مردم و عالم پزشکی ارائه کرده است توضیحاتی ایراد کرد. پس از آن عده ای از مردم محلی به خاطره گویی درباره این پزشک فرزانه و خانواده وی پرداختند. در حاشیه این مراسم نیز نمایشگاه عکسی از پزشکان قدیم خمینی شهر که برخی از آن ها شهرت کشوری و بلکه جهانی دارند برگزار شد. در این آیین همچنین ویژه نامه تاریخچه پزشکان خمینی شهر که ذیل شماره 195 دوهفته نامه فرصت به چاپ رسیده بود توزیع شد.

گفتنی است دکتر میرحامدحسین سیادت فرزند سید ابوالحسن سیادت معروف به عمادالشریعه (روحانی بزرگ خمینی شهری) است که در اسفند 1287 به دنیا آمد. وی 10 سال تحصیل در علوم حوزوی را در کارنامه خود دارد اما تحصیلات خود در زمینه طب را بعد از تهران در فرانسه و سوییس دنبال کرد و «پدر طب عفونی ایران» نام گرفت. وی در سال 1370 پس از عمری خدمت خالصانه چشم از جهان فروبست. 4 برادر میرحامدحسین نیز هر کدام در رشته های مختلف پزشکی تخصص داشتند و طیبه عمه وی، اولین زن ایرانی است که موفق به کسب دکترای علوم تربیتی از آمریکا شده است. طیبه میردامادی به مدت چند سال مجله «عالم نسوان» را نیز مدیریت کرد.

صفحه 10 از 274